تبليغاتX
:جک::اخبار::آهنگ new::
dosetdaram_hamishe2004@yahoo.com

آشنايي با Direct X

 

Windows Microsoft Direct X مجموعه اي از " رابط هاي برنامه نويسي كاربردي سطح پايين " يا API است كه برنامه هاي تحت ويندوز يا Game ها را قادر مي سازد از قابليتهاي نيرومند مالتي مديا استفاده نمايند .
در حقيقت
DirectX رابطي بين نرم افزارهايي همچون Game ها و سخت افزارهاي صوتي ، تصويري ( كارت گرافيك ، و صدا ) مي باشد . Direct X شامل مجموعه اي از API است كه دسترسي به قابليتهاي پيشرفته سخت افزار همانند چيپ هاي شتاب دهنده گرافيكي سه بعدي و كارتهاي صوتي را فراهم مي سازد .
به همين دليل است كه خيلي از سخت افزارها به خصوص كارتهاي گرافيك به همراه درايورشان حتما بايد
DirectX نيز نصب گردد و اگر اين كار انجام نگيرد خيلي از بازيها تصاوير 3 بعدي را فريم فريم ( تيكه تيكه ) نمايش مي دهند (  يا اصلا اجرا نمي شوند )  يا نرم افزارهاي مالتي مديا ( مانند Winamp 3 ) به خوبي كار نمي كنند .
اين
API ها كنترل توابع سطح پاييني چون شتاب دهنده گرافيك 3D /2D و هم چنين پشتيباني از پورت ورودي ( مانند Joystick )، بازيهاي تحت شبكه ، ميكسر صدا را بر عهده دارد . توابع سطح پائيني كه Direct X را تشكيل مي دهند عبارتند از:
Microsoft DirectX Graphics
Microsoft Direct Audio
Microsoft Direct Input
Microsoft Direct Play
Microsoft Direct Show
براي ديدن توابع و همچنين تست
DirectX مراحل زير را انجام دهيد :
start - program - accessorises - system tools - system information - tools -DirectX Diagnostics Tools

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

دريافت ايميلهاي Yahoo توسط Outlook


Yahoo ، سرويس POP3 براي Emailهاي رايگان را در آپريل 2002 مسدود كرد. اين سرويس جهت دان لود كردن نامه هاي از سرور به نرم افزارهاي كاربران است. با مسدود شدن اين سرويس ديگر امكان استفاده از نرم افزارهايي همچون Microsoft Outlook و Edura وجود ندارد و كاربر ناچار است نامه هاي خود را در سايت Yahoo بخواند. اين تغيير ناگهاني در سياست هاي Yahoo اكثر افراد را بر آن داشت تا از سرويس دهنده هاي ديگر استفاده نمايند كه هيچكدام به خوبي Yahoo نبودند. از طرفي در صورتي كه تعداد نامه هاي رسيده زياد باشد عملا امكان مطالعه و پاسخگويي به آنها به صورت Online وجود ندارد.

بنابراين نرم افزاري به نام YahooPOPs متولد شد. YahooPOPs نرم افزاري است كه POP3 و SMTP را براي Email هاي رايگان Yahoo فراهم مي آورد. اين نرم افزار بدون هيچ محدوديتي براي سيستم عامل هاي خانواده Windows و Unix موجود است.

اين نرم افزار يك سرور POP3/SMTP براي Emailهاي رايگان Yahoo به گونه اي شبيه سازي مي كند كه نرم افزارهاي معروفي همچون Outlook ، Netscape ، Edura ، Mozila ، Calypso ، Opera و غيره به راحتي مي توانند نامه هاي شما را از سرور Yahoo دان لود كنند.

براي دريافت برنامه اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

با نوشتن كد هاي داده شده در قسمت pm شما مي توانيد شكلك هاي زيبايي را براي دوستان خود بفرستيد

 

:|

ظاهر آشکار

/:)

حاشا

O:)

بهشت

:-B

گيج

=;

علامت نفي و خداحافطي

I-)

خواب آلود

8-|

پريشان بودن

:-&

مريض

:-$

ساکت

[-(

عدم صحبت

:o)

دلقک

8-}

احمقانه

(:|

خسته

=P~

اظهار خوشحالي

:-?

فکر کردن

#-o

سر درد

=D>

تشويق کردن

:)

شاد

:(

ناراحت

;)

چشمک زدن

:D

پوز خند

;;)

شعف

:-/

مغشوش شدن

:x

محبت و علاقه

:">

شرمندگي و خجالت

:p

زبان درازي

:*

بوسه

:O

شوکه شدن

X-(

عصباني

:>

خود بين

B-)

خونسرد

:-s

نگران

>:)

شيطاني

:((

گريه

:))

خنديدن

 

:@)

خوک

3:-O

گاو

:(|)

ميمون

~:>

مرغ

@};-

گل رز

%%-

موفقيت

**==

پرچم

(~~)

کدو تنبل

~o)

قهوه

*-:)

نظر،ايده

8-X

جمجمه

=:)

بيگانه ، غريب 1

>-)

بيگانه ، غريب 2

:-L

نا اميد

<):)

گاو چران

[-o<

دعا کردن

@-)

هيپنوتيزم

$-)

پول و ثروت

:-"

سوت زدن

:^o

دروغگو

b-(

کتک زدن

:)>-

صلح

[-X

تذکر دادن    

\:D/

رقص

>:D<

تنومند وبزرگ جثه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

با هزار و يك زحمت يك كارت اينترنت خريده اي تا ازمصيبت چند روزدوري ازاينترنت و چت و... خلاص شوي. با عجله پاي سيستم مي نشيني وconnect  مي شوي؛ يك دقيقه، دو دقيقه..." اي بابا چرا اين قدر خط كند است؟! بَر و بچه ها كه مي گفتند اين كارت اينترنت خيلي توپ است، سرعتي دارد كه نگو و نپرس..." خلاصه پس از يك ساعتي كلنجار رفتن، بي خيال مي شوي و با عصبانيت تمام به زمين وزمان ناسزا مي گويي؛ از مخترع رايانه گرفته تا تمام ISPها ... اما واقعاً مشكل از كجا است؟ چرا گاهي اينترنت اين قدر كند است؟ و آيا در همين ايران خودمان و با همينISP ها( شركت هاي سرويس دهنده اينترنت) مي توان اينترنت سريعتري را تجربه كرد؟

مودم خوب از نان شب هم واجب تر است!

بيشتر كاربران ايراني به صورت Dialup متصل مي شوند . يعني براي اتصال از يك مودم و خط تلفن استفاده مي كنند . به هر حال اتصال Dialup يك سري مشكلات خاص خودش را دارد كه رفع برخي از آن ها از عهده ما خارج است و به شبكه مخابراتي كشور برمي گردد، اما قسمتي از مسائل قابل حل است. وقتي به اينترنت وصل مي شويد، آيكن كوچكي شبيه دو تا صفحه نمايش در گوشه پاييني راست صفحه نمايش ظاهر مي شود. موس خود را روي آن قرار دهيد، تا بفهميد سرعت اينترنت شما چقدر است.

اطلاعات مفيد ديگري نيز مثل ميزان بايت رد و بدل شده نيز مشاهده مي شود. سرعت برقراي ارتباط عددي شبيه bps28800 ( bps يعني بيت در ثانيه) مي باشد؛ مسلماً هر چه اين عدد بزرگ تر باشد، اطلاعات با سرعت بيشتري رد و بدل مي شوند. سعي كنيد از مودم هاي جديدتر وسريع تري استفاده كنيد. مثلاً يك مودم k56  ( 56 كيلو بايت در ثانيه) بسيار بهتر از نمونه هاي k82 يا k 32 است. مودم هاي جديد علاوه بر سرعت بيشتر ، از تكنولوژي هاي به روزتري استفاده مي كنند و معولاً بازدهي بيشتري دارند. سري به پنجره Control panel بزنيد و روي آيكن مودم آن ، دو بار كليك كنيد و مطمئن شويد كه سرعت مودم شما روي بالاترين مقدار تنظيم شده باشد. سرعت برقراري ارتباط علاوه بر مودم شما به مودم شركتي كه از او اينترنت گرفته ايد هم وابسته است ؛  در واقع در آن طرف خط هم يك مودم يا دستگاهي شبيه اين قرار دارد؛ اگر مودم شما k 56 باشد و مودم آن شركت k32  ، مسلماً سرعت ارتباط از k32 تجاوز نخواهد كرد. پس در انتخاب ISP خود دقت كنيد و از شركتي اينترنت بخريد كه تجهيزات به روزتر و مدرن تري داشته باشد.

همسايه ها بهترند

از ديگر مواردي كه بايد در انتخاب ISP رعايت كنيد، فاصله شما با آن شركت است . هر چه مسافت بين شما و آن شركت بيشتر باشد، اطلاعات از سوييچ ها و تجهيزات مخابراتي بيشتري بايد عبور كند، اين مسئله ، نقش بسزايي در كاهش سرعت وكيفيت ارتباط دارد. مركزهاي مخابراتي قديمي كه از تجهيزات قديمي تراستفاده مي كنند، كيفيت ارتباط كمتري دارند. در عوض مراكزي كه از امكانات ديجيتالي بهره مندند ، معمولاً سرويس بهتري ارائه مي دهند.

نوع خط تلفن منزل شما نيز مهم است. خطوط تن (Tone) بسيار بهتر از خطوط پالس( pulse) عمل مي كنند؛ خطوط تلفني قديمي، معمولاً پالس هستند. شما مي توانيد به شركت مخابرات منطقه خود مراجعه كرده و درخواست كنيد تا خط شما را به تن تبديل كنند( تا آن جايي كه ما مطلع هستيم اين خدمات رايگان است) خطوط تن علاوه بر سرعت بيش تر، به دليل وجود نويز ( Noise ) كمتر، شما را از قطع شدن مكرر( Disconnect) نجات مي دهد.

كابل و پريز تلفن و سيم كشي ساختمان را هم چك كنيد

سعي كنيد مودم خود را مستقيماً به پريز تلفن وصل كنيد. از قرار دادن دستگاه هايي مثل تلفن، دورنگار، پيغام گير و... در بين مسير مودم تا پريز جداً بپرهيزيد؛ چرا كه هر دستگاه اضافي با توليد نويز ، امكان قطع شدن را افزايش مي دهد . كابل مودم هم از آن نكاتي است كه بايد دقت شود. سعي كنيد دست به جيب شده وكمي بيشترخرج كنيد و كابل مرغوبتري بخريد ، فاصله مودم تا پريز تلفن را كم كنيد تا طول كابل كوتاه تر شود و امكان ايجاد نويز به حداقل برسد. اگر همه اين تجهيزات را به كار بستيد و تغييري در سرعت شما مشاهده نشد، شايد مشكل از سيم كشي تلفن ساختمان باشد. رايانه را روي دوش خود گذاشته و به محل ورودي كابل تلفن به منزلتان، اسباب كشي كنيد! يعني سعي كنيد مودم را به سيم اصلي تلفن كه وارد ساختمان مي شود وصل كنيد. اگر در سرعت شما تغييري حاصل شد، حدستان درست بوده و مشكل از سيم كشي ساختمان است.

چند فوت و فن كوزه گري

حال اگر تمامي اين موارد را تست كرديد و به نتيجه نرسيديد ، نكات ديگري نيز وجود دارد كه ممكن است فرجي در كار شما حاصل شود! سعي كنيد از ISP هايي اينترنت بگيريد كه پروكسي (Proxy) داشته باشند. زيرا در اين صورت ، سايت هاي پر بيننده را Cache مي كنند؛ يعني به صورت محلي آن ها را روي كارگزار ( server) هاي خود نگه مي دارند.

- ISP ها معمولاً در ساعات خاصي از شبانه روز ترافيك بيشتري دارند. اگر برايتان مقدور است، درساعات كم ترافيك به اينترنت متصل شويد، چرا كه هر چه ميزان تقاضاها بيشتر باشد، زمان بيشتري براي رسيدگي به آن ها صرف مي شود.

- اگر يك شركت يا مؤسسه هستيد وميزان كار شما با اينترنت زياد است والبته پول هم داريد بهتر است روش ديگري به جز Dialup برگزينيد . به عنوان مثال استفاده از Leased Line كه يك ارتباط مستقيم به اينترنت براي شما ايجاد مي كند، بسيار مناسب تر است وسرعت بيشتري دارد.

- اگر قصد داريد به دنبال مقاله هاي تحقيقاتي و علمي برگرديد و به گرافيك سايت ها نيازي نداريد، مي توانيد گرافيك را درمرورگر ( IE ياNetscape يا...)  خود غير فعال كنيد. با اين كار سرعت بالا آمدن سايت ها به طرزفاحشي افزايش مي يابد . به عنوان مثال در IE مي توانيد گزينه Internet Options را از منوي Tools انتخاب كرده به پوشه Advanced برويد و در قسمت Multimedia علامت كنار عبارت Show Pictures را برداريد. اين كار براي وقتي كه با عجله به دنبال يك متن مي گرديد، بسيار مفيداست.

- برخي از نرم افزارها ادعا دارند كه سرعت كار شما را با اينترنت افزايش مي دهند . نرم افزارهايي چون Netsonic, Tweakmaster, Download Accelerator, Go!zilla, FlashGetو...

البته نمي توان منكر شد كه نرم افزارهايي مثل GetRight وDownload Accelerator تأثير زيادي در كيفيت و سرعت دريافت (Download) فايل از اينترنت دارند . پس اگر از ارتباط Dialup استفاده مي كنيد حتماً براي دريافت فايل از يكي از اين نرم افزارها استفاده كنيد.

- اگر در مشاهده سايت خاصي با مشكل مواجه هستيد، ممكن است آن سايت خاصل در آن لحظه ترافيك زيادي داشته باشد. مي توانيد ساعت هاي كم ترافيك مثل دو يا سه بعد از نيمه شب به سراغش برويد. شاكي نشويد؛ نرم افزارهاي خاصي هم براي افرادي كه شب ها زود مي خوابند وجود دارد، شما مي تواند با استفاده از برنامه هايي چون Offiline Explorer يا HTTrackWebsite copier تمامي محتويات يك سايت را دريافت و روي هارد رايانه خود ذخيره كنيد و هر وقت از خواب ناز بيدار شديد، به سراغ آن ها رفته و سايت را به طور Offiline مشاهده كنيد.

تمامي سعي ما بر اين است كه شما اينترنت سريع تري داشته باشيد، اين امر خصوصاً براي كاربراني كه ارتباط آن ها از نوع زماني است( يعني مثلاً يك كارت ده ساعته مي خرند) خيلي مهم است، به هر حال براي چت كردن با دوستان ، نبايد كم بياوريد و پيغام هايتان دير برسد يا مرتباً قطع (DC) شويد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

گذر ميكنيم، خطور ميشود

                مينگريم،آگاه ميسازد

ميانديشيم، نشان ميدهد

                دست ميبريم، صادق است

ميسازيم، صبور است

                لذت ميبريم، آگاه است

نشانش ميدهيم ، غليان ميكند

               خطور شد كه ميشكنيم

پس خطور ميشود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

هدفمند به سويي

      كنار آغوش تنهايي، با باد آرام

چند كتاب همراه كفش نيست

                                  هوا، فراوان

ابرها زير پا، پاها بر پا

                       احساس خوب عايق شده

                       زيبايي به پا زنجير شده

علفها يك قد ، يك سبز، با در ميانشان

پاي سگ نه بر رويشان، كنارشان

در آن بالا يك اقيانوس، يك آب

                     كناري قايقي از كاه

          آه اولين گام

                    موج موج

                    آب آب

دومين گام وتمام     

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

اي تو با چهره اي غمگين از شکست يک عشق مرا درک کن
اي تو در ساکت اين شب با يادي از اين شعر مرا ياد کن
اي تو پرواز کن بر دشتها لانه اي هست آنجا
و من در انتظار
اي عشق مرا نفس تنگ است ديده پر از اشک ز من ياد کن
اي عشق بگذر ز هر بندي که راه مرا از تو جدا کرد
اي ناز زجه اي از يه حرفي نگاه کن که ميگريم
اين چشم از براي تو
تو آن عشقي که ميجويد
تو آن شعري که ميخواند
تو آن نوري در شبهاي من
بتاب بر اين قلب سرد
اي تو مرا نفس تنگ است ديده پر از اشک ز من ياد کن
اي تو در ساکت اين شب با يادي از اين شعر مرا ياد کن
اي يار زجه اي از يه حرفي نگاه کن که ميگريم
اين چشم از براي تو

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

Faults are covered up by success, but remembered in times and of failure.

موفقيت خطاها را می پوشاند و شکست آنها را نمايان می سازد.

                       By: Dulvis

It is not always good to say what is in our hearts, but we must try to have in our hearts only that which can be said.

آنچه بدل داری را هميشه نمی توانی به زبان بياوری اما بکوش تا آنچه را که می توانی به زبان بياوری در دل نگهداری.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
    از یاد تــــو دست بر نداشتم هنوز                             دل هست به یاد نرگست مست هنوز
 
    گر حـــــــال مرا  او پرسد گویم                                    بیمار غمت را نفسی هست هنوز
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
 
  درون قاب دل نقش تـــو پیداست                                  
 
 
  لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست
 
 
  مشو غمگین اگر از هم جداییم                                  
 
 
  که بی مهری همیشه کار دنیاست
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
عشق یعنی تا ابر آبی شدن
 
عشق یعنی لحظه ای بارانی و                       لحظه ای شفاف و مهتابی شدن
 
عشق یعنی قطره بودن ، سوختن                  عشق يعني راهي دريا شدن
 
                      عشق يعني لحظه اي خنديدنُ 
   
                               سالها اشک ندامت ريختن
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
لحظه جدایی
هنوز باورم نشده بود

ولی داشتی میرفتی

بی توجه به من

هنوز باورم نشده بود

هنوز چشمای مات زدم تر نشده بود

ولی داشتی میرفتی

تنهای تنها اون شب

قدم زدم ، گریه کردم

ولی هنوز

هنوز باورم نشده

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
کاش بودی
 
 
کاش بودی تا دلم تنها نبود
 
                                    تا اسیر قصه فردا نبود
 
                                                                کاش بودی تا برای قلب من
 
                                                                                                   زندگی اینگونه بی معنا نبود
 
کاش بودی تا لبان سرد من
 
                                   قصه گوی غصه غم ها نبود
 
                                                                     کاش بودی تا نگاه خسته ام
 
                                                                                                      بی خبر از موج و از دریا نبود
 
کاش بودی تا دور دست من
 
                                غافل از لمس گل مینا نبود
 
                                                                     کاش بودی تا زمستان دلم
 
                                                                                                   اینچنین پرسوزو و پرسرما نبود
 
                                   کاش بودی تا فقط باور کنی
 
                                                                      بعد تو این زندگی زیبا نبود
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

نمیخوام از اسمون ماه رو برات بیارم نمیخوام عکس تو رو رو ستاره ها بذارم

نمیخوام که روی چشمات هر چی گله بچینم نمیخوام باز تورو توی خواب گلا ببینم

میخوام برات بمیرم میخوام که تو رویا سوار ابرا بشم تو دشت آرزوها باز با تو تنها باشم

نمیخوام داشتن تو واسه من آسون بشه نعمت با تو بودن بازم فراون بشه

نه نمیخوام بهار بشه من عاشق پائیزم پائیز میشه عاشقتر واسه تو اشک بریزم

نه نمی خوام فکر کنی که عشقیم یه حرفه اگه یه وقت نباشی اب میشه مثل برفه

میخوام برات بمیرم برای اولین بار اجازه هم نگیرم

-----^^^^^------^^^^^-----^^^^-----

توی آینه دختری من رو صدا میکنه میپرسم از خودم کیه چرا نگام میکنه بعضی وقتا میگم آشناست میدونم اسمش چیه بعضی وقتا میگم ای کاش میدونستم اون کیه توی دستاش چند تا عکسه چند تا عکس پاره پاره قلبشو انگار شکستن اما اون باور نداره دختر توی اینه گریه رو از سر میگیره خوب میدونم از دوری وعشق تو آخر میمیره دختر توی اینه گریه اش فقط برای توست چی بهش بگم اون عاشق مردن در هوای توست شاید باید بهش بگم تنهایی ترسی نداره آدم همیشه تنهائی پا توی دنیا میذاره شاید باید بهش بگم اشکاشو که پاک بکنه خاطره های رفته رو اگه بشه خاک بکنه عشق اون رو پیدا میکنه طلسم قلب پاکش رو یه روز میاد وا میکنه دختره توی آینه گریه رو از سر مییره خوب میدون اون از دوری وعشق تو آخر میمیره دختر توی اینه گریش فقط برای توست چی بهش بگم اون عاشق مردن در هوای توست دختر توی اینه ببین چه ساده میشکنه باور ندارم ولی این تصویر خود منه
+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1383ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 


[-U.S. Green Cards-] [-Doostyabi-]
Shadmehr Aghili Concert in UK
Shadmehr Aghili traveled from Canada to UK for a set
of concerts, they where all great success with the
big young crowds going crazy for the singer heartrob.

Other than the keyboard player named Maziar the nine
member band where all Canadian. The instrment solos
they had showed they knew what they where doing! Our
understanding is the a couple of them have played for
Celin Dione in the past.

Shadmehr was a bit nervous for the first couple of
sets, you could hear it in his voice, but from the
third song on, the man was on a roll.

The song "khiali nist" is a big hit in the UK and
brought the crowd to their feet, later on the show
Shadmehr did his signature violin solo, always a big
crowd pleaser

+ نوشته شده در  جمعه 25 دی1383ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 


حوادث خارجی
-

پزشکام آمریکایی جنین هشت ماه یک زن را که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود ، روز گذشته در عین ناباوری سالم به دنیا آوردند. یک زن 23 ساله آمریکایی به نام بابی حو استینت که هشت ماه باردار بود، روز گذشتهمورد حمله یک فرد ناشناس قرار گرفت و براثر ضربات چاقو به قتل رسید. با این حال ساعاتی بعد پزشکام، جنین او را که تصور می شد او نیز در این حمله از بین رفته است، در عین ناباوری صحیح و سالم به دنیا آوردند.


outdoor331.jpg

پزشکان با اشاره به مساعد بودن وضع عمومی این نوزاد اعلام کردند:
"به علت وارد آمدن ضربات سطحی به سیستم تنفسی وی ، در حال حاضر او اندکی از این نظر رنج می برد. قاتل این زن ساکن شهر ملبورن است."
مونتگومري روز جمعه 17 دسامبر به جرم آدم ربايي وقتل زن باردار دستگير شد. جنين 8 ماهه اين زن كه بابي‌حراستينت نام داشت، روز شنبه با تلاش پزشكان سالم به دنيا آمد و اكنون در وضعيت خوبي به سر مي‌برد.

+ نوشته شده در  جمعه 25 دی1383ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

 

باريكه‌هاي لخته شده خون، پاشيده بود روي ميز آشپزخانه و رايحه‌اي بويناك فضا را پركرده بود. مسعود، كنار پايه فلزي ميزي كوتاه، دراز به دراز افتاده بود و انگار كه سال‌ها بود خوابيده بود. پشت پنجره آشپزخانه، چند گنجشك تو نور كم جان خورشيد، روي درخت بيد كهنسال، جست و واجست مي‌كردند و شايد هيچ كس نمي‌دانست كه مسعود سه روز پيش، تك و تنها در خانه‌اش، دقايقي با مرگ، دست و پنجه نرم كرده و بعد هم جان سپرده است.


دكتر فرزين به ميلاد گفته بود كه مسعود به هم ريخته است و نبايد تنها باشد. اما همان شب، مسعود چراغ‌هاي خانه را خاموش كرده بود و گوشه اتاق نشيمن چمباتمه زده بود و كز كرده، آن قدر سيگار پشت سيگار دود كرده بود كه اتاق را دود گرفته بود كه بعد هم رفته بود به آشپزخانه و ....
ميلاد، مات و يكه خورده جلو سروان غفوري ايستاده بود، انگار شنيد كه سروان براي سومين مرتبه گفت: «بنشين....» سروان دو به شك بود كه ميلاد چرا همان شب از پيش مسعود رفته خانه مادربزرگش. پيرزن لاغر اندام را هم آورده بودن كلانتري. سروان مي‌گفت اين بيچاره فراموشي دارد. پزشك كه تأييد كرده بود، مادر بزرگ ميلاد را بردند خانه‌اش و ميلاد ماند و توهماتي كه دست از سرش برنمي‌داشتند.
سروان گفت:
-آن شب چرا از پيش مسعود رفتي، شما‌ها كه معمولاً هميشه با هم بوديد.
ميلاد، انگار از منگي ممتدي خلاص شده باشد، لب گزيد:
-من... من هرچي اصرار كردم كه بمونم قبول نكرد. حتي آخرش باهام دعوا كرد، يقه‌ام را گرفت و هلم داد كه نكبت‌ آشغال برو بيرون، همه‌ش تقصير تو بود... مسعود مي‌گفت تقصير من بوده، ولي خودم هم گرفتار شدم، يعني نه تقصير اون بود، نه تقصير من. از كجا مي‌دونستيم كه اون دختره قراره بلاسرمون بياره! كف دستمون رو كه بو نكرده بوديم. وقتي فهميديم، انگار با پتك‌زده باشند تو سرمان. مسعود باورش نمي‌شد. مي‌گفت شوخي مي‌كنن، ولي كار از شوخي و اين جور حرف‌ها گذشته بود. راستش من هم دو سه بار زد به سرم كه مثل مسعود...
سروان رفت تو حرف ميلاد:
-از اول تعريف كن كه دختره رو كجا ديديد؟ چه شكلي بود.
ميلاد تكاني به كمر و گردنش داد و روي صندلي فلزي، جلو ميز سروان جا به جا شد:
-سه شنبه بود. نزديكاي غروب، تو خيابون عباس آباد بوديم. پشت چراغ قرمز ميدون تختي وايساده بوديم كه مسعود گفت: اينو ببين. سر كه چرخوندم به راست، يك پژو دويست وشش نقره‌اي رو ديدم كه اسپرت بود. لاستيك‌هاي پهن و شيشه‌هاي بغل هم پايين بود و صداي توپ تيش نوار مي‌اومد. دو تا دختر هم تو ماشين بودن. اوني كه پشت فرمون بود خوش قيافه بود. يعني خيلي خوشگل بود. راستش جناب سروان زيادي خوشگل بود. مسعود نگاهش كرد. با سر اشاره كرد. اما دختره با پايش مي كشيد و با دست پس مي‌كشيد. گفتم، مسعود بي‌خيال شو. مسعود گفت: چي رو بي‌خيال شم؛ بهم خنديد، اگه بدش مي‌اومد كه شيشه ماشينشو نمي‌كشيد پايين. گفتم: اين دختره از اون مايه‌دارهاست. به ما كه نگاه نمي‌كنه با اين پيكان قراضه. دختره داشت با موبايلش صحبت مي‌كرد كه چراغ سبز شد و راه افتاديم. بدجوري گاز مي‌داد به ماشين و لايي مي‌كشيد كه معلوم بود دست فرمون بدي نداره. يه ماشين پليس هم تو خيابون گشت مي‌زد كه مسعود سرعتشو كم كرد تا بهمون شك نكنن. تا خيابون فاطمي باهاشون بوديم. اونا تو خيابونو مي‌چرخيدن و ما هم دنبالشون. دو تا جوان هم كه سمند داشتند افتادند دنبالشون؛ ولي فكركردن ما با هم هستيم. يعني مسعود چپ چپ نگاهشون كرد و بفهمي نفهمي شاخه‌شونو كشيد: تا اونجا بي‌خيال شدن بعد از فاطمي دور زدند دوباره تو خيابان ولي عصر تا نزديكاي ونك و خيابون سئول هم با هاشون رفتيم. بعد دوست اون دختره كه كنارش نشسته بود و اونم موبايل داشت سرشو از تو شيشه ماشين بيرون داد كه چرا دنبالشون راه افتاديم. من بهش گفتم افتخار آشنايي نمي‌دين. هموني كه پشت رل بود خنديد. (ادامه در هفته نامه تپش)

+ نوشته شده در  جمعه 25 دی1383ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 


افغاني:

«آقا ناصر كسي مي‌خواهد مرا بكشد. بعد از مرگم مواظب مامان و شش خواهر و برادر ديگرت باش پسرم! همانطور كه به حساب و كتاب‌هاي من مي‌رسيدي به خواهر و برادرانت هم برس.»
«صفر ميرزايي» 49 ساله اين‌ها را به پسر بزرگترش گفت و چند شب بعد در حالي كه در اتاق خوابيده بود حس كرد كسي وارد اتاق شد. حس او متاسفانه درست بود.
«غلامحسين سخي سلطاني»، دوست و همكار صفر بي‌هوا وارد اتاق شده بود.


frontpage341.jpg

او با چاقو به جان صفر افتاد. چند بار چاقو را در تن او فروبرد و درآورد. قاتل فراركرد. صفر سعي كرد خود را به حياط بكشاند. سگ نگهبان داخل حياط برخلاف شب‌هاي ديگربه درخت بسته شده بود و نتوانست از صاحب‌خانه دفاع كند.

ارتباط سگ و همدست قاتل با شكيلا

سگ فقط واق واق مي‌كرد. صفر نتوانست از خود دفاع كند و بعد مشخص شد با يازده ضربه چاقو به قتل رسيده است. از آن جايي‌كه سگ به درخت بسته شده بود و چراغ حياط خاموش بود، مشخص شد قاتل در داخل خانه همدستي داشته است. بنابراين ماموران به زن مقتول مشكوك شدند. شكيلا، همسر مقتول در اظهارات اوليه خود به بازپرس ويژه قتل شهرري گفت: «غلامحسين» قاتل همسرم است و اكنون به افغانستان گريخته است. همچنين شكيلا درتشريح صحنه قتل گفت: غلامحسين حدود دو سال و نيم پيش با همسرم آشنا شد و به خاطر مشكلات مالي‌ كه با شوهرم پيدا كرد، او را كشت.
شكيلا به نظر سوء غلامحسين نسبت به خودش گفت. او به بازپرس گفت با دختر خاله غلامحسين دوست بودم و تعدادي عكس بدون حجاب دست او داشتم كه غلامحسين به زور آنها را از دخترخاله‌اش گرفته بود. بنابراين چند بار به من تلفن زد و گفت اگر با من نباشي عكس‌ها را به شوهرت نشان خواهم داد.
لازم به ذكر است همه اعضاي اين پرونده جنايي اهل افغانستانند كه غلامحسين پس از قتل به كشورش گريخته بود.
ماموران از همان ابتدا به حرف‌هاي ضدونقيض شكيلا مشكوك شدند و توانستند با ترفند پليسي «غلامحسين» را به ايران بكشانند. آنان شماره تلفن خانه متهم به قتل را گرفتند و گوشي را به شكيلا دادند. شكيلا به غلامحسين گفت همه چيز تمام شده مي‌تواني به ايران برگردي. غلامحسين نيز پس از اين مكالمه تلفني به ايران بازگشت. اما به محض ورود به اتهام قتل عمد دستگير شد. غلامحسين در نخستين اعترافات خود گفت: شكيلا مرا مجبور به قتل كرد. او هميشه به من مي‌گفت شوهرم مرا اذيت مي‌كند. اگر آقا صفر را بكشي قول مي‌دهم كه با تو ازدواج كنم. من هم چون بچه سال بودم گول حرف‌هاي شكيلا را خوردم. شب قبل از قتل، شكيلا به من تلفن كرد و گفت فردا بيا صفر را بكش و بعد فراركن برو و به باقي ماجرا هم كاري نداشته باش.

فرزندان مادر قاتل، ولي دم پدر مقتول
مقتول پدر، مادر ندارد قاضي مجبور شد از ناصر پسر 15 ساله و عاطفه دختر 10 ساله وي به عنوان اوليا دم سوالاتي بپرسد. «ناصر» در برابر قاضي حاضر مي‌شود.
قبول داري كه پدرت به طور عمد به قتل رسيده؟
-بله- با چاقو
قاتلش كيست؟
-سخي سلطاني
متن كامل: http://tapeshweekly.org/83/frontpage/10/033846.html

+ نوشته شده در  جمعه 25 دی1383ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

چهارشنبه، 18 آذرماه 1383

گزارش -

زن با چشمان درشت و غم‌آلودش به اطراف نگاه مي‌كند. كيف مشكي و چند برگ كاغذ و نامه را محكم در دست گرفته است. در گوشه خلوتي از سالن ورودي پزشكي قانوني نشسته است. كمي جابه جا مي‌شود. دست چپش را زيرچانه فرو مي‌برد و با آه‌هاي پي‌درپي يك نخ سيگار خاموش ميان انگشتانش را جا به جا مي‌كند.


وقتي نزديك صندلي‌اش روي رديف سوم نزديك تلفن‌هاي عمومي مي‌روم با انگشت باريك گوشه روسري‌اش را صاف مي‌كند. انگار براي بازكردن سرحرف نيازي به توضيح ندارد. بالبخندي آميخته به اندوه نگاهم مي‌كند. بقچه سيمي خاطراتش را در ميان همين چند ورق و نامه به اين سو و آن سو مي‌كشاند.
لبخند تلخش همراه آهي سرد و بي‌روح در فضاي گرفته صبحگاهي سالن بر ميان بي‌رنگش نقش مي‌بندد.
خانم محترم، ببخشيد، مي‌توانم چند دقيقه وقتتان را بگيرم؟
-آره، دخترم ولي قبل از اين كه قلمت رو دربياري بايد قول بدي موبه موي اون چيزهايي رو كه مي‌گم بنويسي تا بعد به اصل موضوع و اين كه چرا الان اينجا هستم برسيم .
حرف‌هايش به دل مي‌نشيند، سعي مي‌كنم به خواسته‌اش عمل كنم و زن اين طور شروع به گفتن مي‌كند:
گاهي وقت‌ها آدم فقط به دنبال دست‌هاي كوچك و نوازشگريست كه وقتي گرمايش را حس مي‌كند ديگر خود را از سرماي همه نفرت‌ها و اندوه‌ها جدا مي‌بيند اما گاهي مجبور مي‌شود همه جدايي‌ها و بي‌كسي‌ها را تحمل كند تا آن دو دست كوچك و گرم برسر ديگري نوازش بكشند. گاهي چشم‌ها مي‌گريند تا انسان را به آرامش برسانند اما گاه نيز چشم‌ها نمي‌گريند تا آرامش را از ديگران بگيرند.
شما جزو كداميك از اين آدم‌ها هستيد؟
من جزو آنهايي هستم كه وقتي پايم به دادگاه و پزشكي قانوني كشيده شد گريه نكردم و به همين خاطر با رفتارهاي زشت و زننده‌اي مواجه شدم.
از كدام دادگاه مي‌آييد؟
از يكي از دو دادگاه خانواده تهران كه من را به اينجا ارجاع دادند.
طلاق مي‌خواهيد؟
سري تكان مي‌دهد و با بغض مي‌گويد: واي خدايا شنيدن اين حرف‌ها عجب سنگين است! عجب سنگين است! خاطرات كم اما شيرينم را با خود به اين طرف و آن طرف مي‌كشم.
مشكلاتتان با همسرتان چيست؟
من بچه نمي‌خواهم خانم!
يعني مشكل يا بيماري داريد؟
نه، ابدا، نه من و نه همسرم.
پس مشكل اصلي شما چيست؟
بگذاريد اول كمي درد دل كنم تا به اصل موضوع برسم. تا به حال اين همه از مشكلات زندگي افرادي مثل من نوشته‌ايد اما بگذاريد به دردهاي عميق‌تر بپردازيم. يك زن تنها در اين شهر هيچ پشت و پناهي ندارد. انگار اگر گريه نكني كارت درست نمي‌شود. خنده‌دار است. اما دربان بيمه به من مي‌گويد، چرا گريه نمي‌كني؟!
بعد كه وارد مراحل قانوني كاري مثل طلاق شدي بايد آزمايش بدهي، از ساعت هشت صبح بايد منتظر خانم دكتر بماني تا شايد خانم دكتر تشريف بياورند، در حالي كه چند اتاق خالي و در گوشه‌اي از سالن وجود دارد، بايد با اعصاب داغون بروي داخل يك اتاق تنگ و تاريك، زندگي ات در حالي برهم خوردن است، حواست نيست چه مي‌گويي، مدام ازت بازخواست مي‌كنند، دم به ثانيه بايد پول خرج كني. مثلاً قاضي مي‌خواهد كارت را سخت كند، فكر كرديد دلشان به حال من و امثال من سوخته؟ نه، باوركنيد اين طوري نيست. اگر خيلي به فكر زن‌ها هستند يك فكري به حال زنان مطلقه جامعه كنند. من امروز كه طلاقم را از شوهرم بگيرم فردا بايد دنبال هزار و يك گرفتاري ديگر باشم. كار ندارم، خانه ندارم، بايد دنبال خانه‌اي بگردم كه صاحبخانه‌اش زن باشد، دولت هم هيچ حمايتي نمي‌كند.

شقایق آرمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1383ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
حكايت تاريخي
روزي پادشاهي شعري خواند و نظرشاعر دربار را درباره آن پرسيد:
شاعر گفت:
ببخشيدقربان اندكي ضعيف است و پادشاه قدر قدرتي چون تو نبايد چنين شعر ضعيفي بگويد.
پادشاه عصباني شد و دستور داد او را به طويله بردند. چند روز بعد باز طبع شعر پادشاه گل كرد وشعر ديگري سرود و شاعر را خواست تا نظرش را بداند. شاعر وقتي شعر را شنيد از جايش بلند شد. پادشاه پرسيد:
كجا مي‌روي؟
شاعر جواب داد:
قربان به طويله!
توضيح: به جاي جمله نامأنوس «ضعيف است» به طويله برويد و طويله رفتن يعني«ضعيف است»
اضافه: مطمئنم اگر شاعر پا مي‌شد به سمت پارك مي‌رفت حتماً گردنش زده مي‌شد در عين حال كه پارك رفتن نمي‌تواند جرم باشد.

جواب
از برناردشاو سوال كردند:
فرق بين انسان و انسانيت چيست؟
گفت:
انسان در كوچه‌ها ول و سرگردان است و انسانيت هم درلاي كتاب‌هاست.
تقسير: كتاب‌ها را ورق بزنيد كه انسانيت بوي كاغذ كاهي گرفته! و پانسيوني درست كنيد كه ا نسان دركوچه‌ها ول و سرگردان نماند وگرنه اين دفعه جواب برناردشاو خوشايند هيچ‌كس نخواهد بود.
سوال : آخه چرا؟
جواب: چرا نداره مرد حسابي! وقتي تو سه چهار تا خونه‌داري و يكي هم اطاقي نداره بخوابه! خب! معلومه اين دفعه برناردوشاو عصباني مي‌شه!
توضيح: ما هم يه چيزي بارمونه! گفته باشم!

شوخي
شعر ذيل سروده دوست شاعر و طنز پرداز آقاي راشد انصاري است. درباره اين شعر بايد بگويم كه زبان حال خود شاعر نيست ايشان اين شعر را همين جوري سروده‌اند. اميدوارم كه شما باور كنيد:
نخستين روز بعد از ازدواجم
زنم زد لنگه كفشي برملاجم
به پيش مادرش چندي مرا برد
هنرها ديدم از مادر زن خود
دگر استاد گشتم توي هرفن
شده هر كارسختي ويژه‌ي من
كشم جارو به جاي همسر خويش
بشويم رخت‌هاي دختر خويش
غذا پختن بود برعهده‌ي من
چو سفره پهن شد آن را خورد زن
وايضاً شستن ظرف و ظروفات
كه آن هم باشد از شرط و شروطات
به فن بچه‌داري هستم استاد
ز بس تعويض كردم شورت نوزاد
به ظاهر او زن و من شوهر او
به باطن چاكري چون نوكر او
كنون با اين كه شغلم خانه‌داريست
و باشد نمره كارايي‌ام بيست
نباشد همسرم از بنده راضي
كند تهديد مخلص را به قاضي
نتيجه اخلاقي: هركس كه ازدواج مي‌كند كار درستي انجام مي‌دهد!

رسول یونان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1383ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

معلم رو به دانش آموز:
الفباي فارسي رو بگو ببينم !
دانش آموز:
الف-ب-پ-ت-ث- چهار- پنج- شش- هفت-......
معلم:
الفباي انگليسي را بگو ببينم!
دانش آموز:
ا- بي- سي- چهل- پنجاه- شصت- هفتاد-....
معلم:
الفباي يوناني رو بگو ببينيم!
دانش آموز:
آلفا- بتا- ستا- چهارتا- پنج‌تا- شش‌تا- ....
معلم:
نخواستم بابا يه شعر بخوون!
دانش آموز:
نابرده رنج گنج - پنج - شش- هفت.
توضيح: بعضيا رو جون به جون كني، عوض نمي‌شن فقط لباساشونو عوض مي‌كنن اونم بخوره به كله‌شون!
اعتراض: اين توضيح هيچ نسبتي با لطيفه ندارد.
توضيح دوم: منظورم اين است كه بعضيا همه چيز را با يك عيار محك مي‌زنن! مثلاً يك راننده در مورد هر چيزي كه صحبت كنه بلافاصله ميل‌لنگ ماشين را وسط مي‌كشه! ويك نجار هم در مورد بزهكاري. اگر مثالي بزند حتماً از رنده‌اش حرف مي‌زند كه كند شده‌است. توضيح سوم اينكه خرما از كره‌گي دم نداشت توضيح چهارم اينكه ما اصلاً خر نداريم كه دم داشته باشد يا نه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1383ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 - روزي ملانصرالدين را ديدند كه درقبرستان مأوا گزيده است.
پرسيدند:
چرا اينجا نشسته‌اي؟!
جواب داد:
شخصي كه به من بدهكار است از دست من فرار كرده!


گفتند:
اينجا نشستن تو چه ربطي به موضوع دارد؟
ملانصرالدين گفت:
هرجا برود بالاخره به اينجا برمي‌گردد.
داخلي- شب
بدهكار در يك شهر ديگر درخانه‌اي نشسته چاي مي‌خورد و به هم اطاقي‌اش مي‌گويد:
خوب در رفتم!
هم اطاقي‌اش جواب مي‌دهد:
فرار واسه همين روز‌اس!
خارجي - شب
ملانصرالدين در حاشيه قبرستان قدم مي‌زند و زير لب مي‌‌گويد:
از دست من فرار مي‌كني!؟ فراركن ايرادي نداره ولي تاكي مي‌توني آوارگي را تحمل كني!؟
خارجي- روز- مكان پارك، يك ماه بعد.
بدهكار روي نيمكت نشسته، در روزنامه به آگهي فوت ملانصرالدين نگاه مي‌كند و مي‌خندد.
توضيح: فيلمنامه نويسي كه كاري نداره. مي‌گم‌ها اين كارگردانان خارجي همه‌شون ديوونه‌اند كه فيلمنامه نويس كار استخدام مي‌كنن و پولاشونو مفت ازدست مي‌دن نظرشما چيه؟ من كه مي‌گم صد رحمت به كارگردانان خودمان!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1383ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

چهارشنبه، 16 دیماه 1383

سرگرمی -

اعتبار فال حافظ به این است که کلیه واژه های غزلیات او را بشناسید. بهمین خاطر است که فال حافظ تپش با استقبال روبرو شده است. چون حافظ شناسی که نگاه اش به سمت آسمان است ، به نیابت از شما نیت می کند و کتاب می گشاید.


متولد فروردين
به عزم توبه سحر گفتم استخاره كنم
بهار توبه شكن مي‌رسد چه چاره كنم
پرهيز از گناهان هرچه سريع‌تر انجام پذيرد بهتر است زيرا روحتان به گناهان كمتري آلوده خواهد بود و توبه از آنها آسان‌تر مي‌شود. پس اين قدر اين توبه را از امروز به فردا نيندازيد. دليل نمي‌شود كه هر عملي كه رقباي شما به ان دست مي‌زنند موفقيت آميز باشد پس پيش از آن كه به اعمالي مشابه دست بزنيد آنها را ارزيابي كنيد.

متولد ارديبهشت
بيا و كشتي ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز
به روزهاي خوشي كه در پيش داريد اميدوار باشيد و به سخنان نااميد كننده حاسدان و بدخواهانتان توجه نكنيد، زيرا اين موقعيت خوبي كه در ابتداي آن قرارگرفته‌ايد آنها را در آتش حسادت انداخته است به شكرانه اين شرايط خوب،‌ بدون هيچ چشم داشتي به نيازمنداني كه درميان اطرافيانتان مي شناسيد كمك كنيد تا خوشي شما پردوام و با ثبات باشد.

متولد خرداد
گر از اين منزل ويران به سوي خانه روم
دگر آن‌جا كه روم عاقل و فرزانه روم
اگر اين شرايط بحراني را قدرتمندانه پشت سر بگذاريد به زودي شناخت و آگاهي شما به آن ميزان خواهد رسيد كه روزهاي روشني را كه در پيش داريد پيش‌بيني نماييد. سفر يا تغيير وضعيتي را در پيش داريد كه اگر به درستي آن را به انجام رسانيد و نذرهايتان را نيز در اين زمينه ادا كنيد، بسيار به صلاح شما خواهد بود. سعي كنيد تا آن‌جا كه ممكن است عرفان و شناخت خود را نسبت به خداوند بالا ببريد زيرا در اين سير معنوي بسياري از مشكلاتتان به دست خودتان حل خواهد شد .

متولد تير
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
يارتان سبب رنجش شما شده و اين مشكل تنها به دست خود او حل خواهد شد، او بايد به ياد آورد كه شما چه فداكاري‌هايي براي او انجام داده‌ايد و با سخنان تندش شما را نرنجاند. شما نيز فراموش نكنيد كه يار شما محاسن بسياري دارد و نبايد صرف چند سخن نامناسب از او دلسرد شويد.

متولد مرداد
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند
مشكل شما اين است كه به جاي اين كه برقابليت‌ها و توانايي‌هاي خود تكيه كنيد چشم اميد به اشخاصي دوخته‌ايد كه به تصور شما قادر به انجام هركار و حتي هر معجزه‌اي هستند و از اين غافليد كه اين توانايي و قدرت مطلق فقط و فقط خاص خداوند متعال است. پس بهتر است اسرارتان را نزد هركس بازگو نكنيد و از آنان كمك نخواهيد چرا كه به زودي چاره كارتان از سوي خداوند بر سر راهتان قرار خواهد گرفت.

متولد شهريور
ساقي بيا كه شد قدح لاله پر زمي
طامات تا به چند و خرافات تا به كي
به خرافات تكيه نكنيد و به جاي آن. اميد را در دل خود تقويت نماييد تا همين انرژي مثبت كه به زندگي مي‌دميد باعث روشن شدن روزهاي تاريكتان شود. پس بحران شما به دست خودتان رفع مي‌شود و تنها با روحيه‌اي محكم و پر اميد از غرور بي‌جا و خودخواهي پرهيز كنيد و تواضع بيشتري نشان دهيد زيرا در پي هر وضعيت خوب احتمال پيش آمدن يك اتفاق بد هست و نمي‌توان به جايگاه كنوني به صرف ارزشمند بودن آن مغرور شد. از آن‌جا كه شما متولد فصل تابستان هستيد.

متولد مهر
صوفي گلي بچين و مرقع به خار بخش
وين زهد خشك را به مي خوشگوار بخش
از فرصت‌هاي شادي كه پيش مي‌آيد استفاده كنيد و انزوا طلب نباشيد، در حقيقت در اين شرايط بايد غم و غصه‌هاي خود را كنار گذاشته و با توكل به خداوند متعال، به روزگار خوشي كه در پيش داريد اميدوار باشيد. اين پرهيز شما از حضور در جمع‌هاي شاد هرگز به صلاح شما نيست و فايده‌اي براي شما در برنخواهد داشت، پس به دعوتي كه به زودي از شما خواهد شد پاسخ مثبت دهيد. اين شرايط نامطلوب حداكثر تا فصل بهار جاي خود را به موقعيتي مناسب خواهد داد، پس اين قدر خود را با غم و اندوه‌هاي باطلتان آزار ندهيد. انگشتر يا هديه‌اي ارزشمند به شما داده خواهد شد، آن را بپذيريد، اين پذيرفتن ضرري براي شما نخواهد داشت. تقصيرهاي خود را به گردن يارتان نيندازيد و از بدگويي‌ درباره او بپرهيزيد تا خداوند نيز از سرگناهان شما بگذرد و به خاطر اعمال بد گذشته‌تان رسوا نگرديد.

متولد آبان
اي همه شكل تو مطبوع و همه جاي تو خوش
دلم از عشوه شيرين شكرخاي تو خوش
كار خيري كه اخيراً انجام داده‌ايد بر زندگي شما تأثير مثبت زيادي داشته است و باعث شده كه دردل ياروفادارتان و دوستان ديگر خود جا بازكنيد و نيت خير شما براي‌ آنها به اثبات رسيده است. هم اكنون در شرايط مطلوبي قرارداريد كه نتيجه همان اعمال درستي است كه در گذشته نزديك انجام داده‌ايد، پس آن اعمال را ادامه دهيد تا در موقعيت خود لحظه به لحظه به پيشرفت نائل شويد.

متولد آذر
فاش مي‌گويم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
عشق و محبت تنها عامل موفقيت شماست، پس به جاي تكيه برمنطقي خشك و آزار دهنده به قلب خود مراجعه كنيد تا از اين شرايطي كه بسيار نامطلوب به نظر مي‌رسد با چاره‌اي كه خواهيد انديشيد به وضعيتي مساعد راه يابيد و دوباره روزهاي خوشي را كه در گذشته شاهد آن بوديد تجربه كنيد. گناه خود را به گردن اطرافيانتان نيندازيد، خود شما مسوول تمام رويدادهايي هستيد كه در زندگي‌تان در حال حاضر پيش مي‌‌آيد، چه بد و چه خوش.

متولد دي
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بيداد كني شرط مروت نبود
خستگي و بي‌حوصلگي يارتان نبايد باعث دلسردي شما بشود، به جاي آن سعي كنيد روحيه خود و او را تقويت كنيد و مدام از او گله‌مند نباشيد زيرا به خستگي روح او خواهيد افزود. شما ذاتاً انسان آزاردهنده‌اي نيستيد، پس اين اخلاق پسنديده را در خود تقويت كنيد و از اين به بعد نيز درصدد آزار كسي نباشيد. عشق و محبت تنها چيزي است كه به شما آرامش و اطمينان خواهد بخشيد، پس دل خود را با شمع عشق روشن سازيد تا محبت و لطف خداوند متعال شامل حالتان گردد.

متولد بهمن
حجاب چهره جان مي‌شوم غبار تنم
خوشا دمي كه از آن چهره پرده برفكنم
بهتر است ظاهر و باطنتان يكي باشد و قصد فريب ديگران را با ريا كاري و پنهان سازي واقعيات نداشته باشيد. آشكار ساختن آنچه در درونتان مي‌گذرد بسيار به صلاح شما خواهد بود و از اين بلاتكليفي شما را نجات خواهد داد. شرايطي كه هم اكنون درآن قرارگرفته‌ايد هرگز شايسته شما نيست و بهتر است هر چه سريع‌تر براي تغيير اين وضعيت تلاش كنيد.

متولد اسفند
شممت روح و داد و شمّت برق وصال
بيا كه بوي تو را ميرم اي نسيم شمال
به زودي پيام شادي آوري كه نويد وصال يارتان را به شما مي‌دهد به گوش شما خواهد رسيد. صبر داشته باشيد و بي‌قراري از خود نشان ندهيد و سعي كنيد به جاي آن شور وشوق وصال را در خود تقويت كنيد. دوري‌ها و جدايي‌ها به پايان رسيده است و بهتر است ديگر سخني هم از ايام سخت گذشته بر زبان نياوريد و به جاي آن، شكرانه روزهاي خوش حال را به جاي آوريد، بهترين روش براي شما به جا آوردن نماز شكر است البته فراموش نكنيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1383ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
http://www.adminet.com/world/ir - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranweblist.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranfo.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://weloveiran.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.moniran.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.searchir.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.rastegars.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranbic.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranfile.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iraniansites.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iraniantopsites.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iloveiran.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.irnol.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranvatan.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.irnol.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranvatan.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranbestsites.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.yadaboo.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.nokhodchi.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iraniandirectory.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.parstimes.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranclick.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.iranindex.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني - ارائه ايميل رايگان
http://www.gheymat.com/ - قيمت انواع قطعات و لوازم جانبي کامپيوتر
http://www.istgah.com/ - درج نيازمندي ها آنلاين به صورت رايگان
http://www.alicomputer.com/ - بزرگترين مرکز پخش سي دي خام در اصفهان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1383ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

چهارشنبه، 4 آذرماه 1383

حوادث ورزشی -

نتيجه ديگر بازي ايران و لائوس
عكس، مربوط به زن جواني به نام طاهره بود. موهاي مجعد و مشكي و گونه‌هاي برجسته كه به زن جلوه زيبايي مي‌داد. اما اكنون آغشته به خون بود. چنان وحشيانه به قتل رسيده بود كه فكر مي‌كردي قاتل حتماً انگيزه بسيار قوي براي قتل داشته است. انگيزه‌اي كه از نفرتي بزرگ يا كينه‌اي بزرگ نشأت گرفته باشد. اما…


اواخر شب بود كه صداي زنگ تلفن كلانتري خيابان هفده شهريور به صدا درآمد. افسرنگهبان گوشي را برداشت. صداي لرزان و ترسيده پسربچه‌اي از آن سوي سيم خبر داد كه مادرش كشته شده است.
جواد بي‌كار بود. صداي بلند تلويزيون از اتاق به آشپزخانه مي‌رسيد و سوهان روح طاهره مي‌شد. چند بار با صدايي متشنج به جواد گفت صداي تلويزيون را كم كند. اما جواد انگاري نمي‌شنيد. او بي‌خيال از همه جا و همه كس مشغول تماشاي بازي ايران و لائوس بود. اواخر بازي بود. هر بار كه او از هيجان بازي بالا مي‌پريد و فرياد مي‌كشيد، طاهره عصبي‌تر مي‌شد. داشت توي آشپزخانه سيب زميني پوست مي‌كند. آخرين بار كه فرياد هيجان انگيز جواد برخاست، طاهره وارد اتاق شد. نگاهي به جواد كردكه بي‌خيال نشسته و فوتبال تماشا مي‌كرد. يك راست رفت تلويزيون را خاموش كرد و نمي‌دانست با خاموش تلويزيون، شمع زندگي او نيز خاموش خواهد شد. به جواد گفت آيا بهتر نيست به جاي تماشاي فوتبال به فكر كاري باشد؟ او به جواد گفت ديگر در خانه چيزي وجود ندارد. او گفت كه چقدر بايد به خاطر بي‌خيالي‌هاي او بدبختي بكشند . او….
جواد وقتي پس از چند روز از قتل خودش را معرفي كرد، با ماموران گفت:
-داشتم بازي تيم ملي را نگاه مي‌كردم. اواخر بازي بود. درست در حساس‌ترين لحظه بازي كه كاظميان گل زد، ناگهان طاهره آمد و تلويزيون را خاموش كرد. شروع كرد به داد و بي‌داد. گفتم بگذار بازي را نگاه كنم. اما او فرياد مي‌زد و از بي‌كاري من مي‌گفت. به او گفتم اين وقت شب من كجا بروم سركار. برو كنار فردا صبح دنبال كار مي‌روم. اما او يكريز داد مي‌زد و از جايش تكان نمي‌خورد. به شدت عصباني شده بود. برخاستم و گلويش را گرفتم و محكم فشار دادم. بعد ناگهان كارد را در دستش ديدم. او همان طور با چاقو از آشپزخانه به اتاق آمده و تلويزيون را خاموش كرده بود. نفهميدم چي شد، كارد را از دستش گرفتم و ….
در پزشكي قانوني مشخص مي‌شود زن نگون بخت با همان دو ضربه اول كشته شده است و ضربات بعدي را قاتل فقط كينه‌توزانه و از روي خشم فرو برده است.
جواد به ماموران گفت:
ما تقريباً‌ هر شب دعوا داشتيم. اما باور نمي‌كردم طاهره را كشته باشم. هرچه صدايش كردم تكان نخورد. از شدت ترس فراركردم. مطمئن نبودم مرده باشد. به همين خاطر به خانه زنگ زدم. قاسم، پسرم گوشي را برداشت. حال مادرش را پرسيدم. از صداي گريه و داد و فريادش فهميدم طاهره مرده است. از تهران خارج شدم. چند روزي را در كرمانشاه بودم. چندروزي در تبريز. اما نتواستم. ديدم عذاب مي‌كشم. به همين خاطر خود را معرفي كردم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

من دخترم، نه پسر

چهارشنبه، 16 دیماه 1383

گفتگو -

موهاي بلند و بافته شده و آرايش تند صورتش تعجب همه را برانگيخته بود. چهره زمخت و اندامش، نشان از مرد بودن مي‌داد اما پالتوي پوست و پوتين‌هاي پاشنه بلندش، رهگذران را به ترديد وامي‌داشت. با ظرافت‌هاي زنانه و حالت‌هاي خاص چشم و دهان با دو پسر كه ظاهر خيلي عجيب و غيرمتعارفي داشتند، حرف مي‌زد.


همه نگاه‌ها سنگين بود. مي‌توانستم حدس بزنم در ذهن عابران چه افكاري مي‌گذرد. اكثر مردم، آزاده را پسري مي‌ديدند كه به خاطر بي‌بند و باري و عقده‌هاي رواني، خود را به اين شكل در آورده است. اما آزاده و آزاده‌ها مشكل ژنتيكي دارند. بيماري T.S در بعضي از كودكان از بدو تولد وجود دارد. اما متأسفانه هنوز هم دركشور ما و در ميان مردم اطلاعات كافي درباره اين بيماري وجود ندارد.
غم در چشمان رنگ و لعابي آزاده موج مي‌زد. وقتي فهميد خبرنگارم، سفره دلش را گشود.
درست مانند دخترها اشك مي‌ريخت و گهگاهي آهي سوزناك مي‌كشيد.
دستمال حرير گلدوزي شده‌اي را از جيبش درآورد و در حالي كه اشك‌هاي روي‌گونه را پاك مي‌‌كرد گفت: تو هم مثل من دختري و حرف‌هاي من را درك مي‌كني.
هيچ‌گاه نتوانستم خودم را بشناسم. اين عذاب‌آورترين مساله است. وقتي كسي نمي‌داند چه كسي است، چطور مي‌خواهد بداند چه كاري بايد بكند؟ چه طور مي‌تواند ديگران و دنيا را بشناسد؟ هميشه از اسم سپهر كه در شناسنامه‌ام هست، متنفر بودم. دوست ندارم شلوارهاي پارچه‌اي مردانه بپوشم. وقتي خواهر بزرگم لباس‌هاي رنگا‌رنگ و قشنگ مي‌پوشد دلم پر مي‌زند كه يك ساعت جاي او باشم. من عاشق آرايش كردنم. وقتي خيلي كوچك بودم هميشه اسباب بازي‌هايم را خراب مي‌كردم و مخفيانه عروسك‌هاي قشنگ خواهرم را در آغوش مي‌گرفتم. اول سعي مي‌كردم كسي متوجه نشود كه من دوست دارم دختر باشم. ولي بعد ديگر نتوانستم اين ميل باطني را مخفي كنم. وقتي بار اول به پدرو مادرم گفتم من يك دخترم نه يك پسر، سيلي محكمي از پدرم خوردم. حتي صميمي‌ترين دوستانم نتوانستند اين واقعيت را بپذيرند. كم كم همه مرا ترك كردند خوب به ياد دارم كه سوم راهنمايي، عاشق رضا يكي از صميمي‌ترين دوستانم شده بودم. او يك مرد واقعي بود. هر شب با او تلفني حرف مي‌زدم و روزها در مدرسه هركجا او مي‌رفت كنارش بودم. يك روز به او گفتم كه خيلي دوستش دارم. وقتي درباره وضعيت جسمي‌ام برايش تعريف كردم. رنگ از چهره‌اش پريد. مرتب استغفرالله مي‌گفت و سرش را بلند نمي‌كرد. رضا به همه حرف‌هايم گوش كرد اما حتي يك كلمه با من حرف نزد.
از فرداي آن روز رضا را كه واقعاً عاشقش بودم از دست دادم. او حتي ديگر با من حرف نمي‌‌زد. بعدها فهميدم چه پسر پاكي بود. هر چه بزرگ‌تر مي‌شدم بيشتر سعي داشتم به همه ثابت كنم كه تمايل دارم دختر باشم. بعد از مدتي همه دوستان و آشنايان پشت سرم حرف مي‌زدند.

 تپش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

اگر وارد صفحه اول يك سايت شلوغ كه داراي تعداد زيادي لينك ، انواع جعبه ها و كادرهاي مختلف در نقاط مختلف صفحه مي باشد، شديد، بجاي صرف زمان زياد براي درك صفحه، سريعا به بالا يا به سمت چپ صفحه نگاه كنيد، ببينيد آياكليدي به نام site map دارد يا خير، اگر چنين كليدي نبود كه بايد پيه مطالعه كامل صفحه اول را به تن بماليد. ولي اگر چنين كليدي موجود بود با زدن آن به صفحه اي مي رويد كه در آن تمام لينك هاي موجود در سايت بصورت فهرست آورده شده است. با خواندن آن مي توانيد سريعا بفهميد ، در سايت چه صفحاتي با چه موضوعاتي موجود است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

تعرض به دخترك 11 ساله در راه مدرسه

چهارشنبه، 16 دیماه 1383

حوادث داخلی -

دختران دبستاني هم امنيت ندارند
دوشنبه صبح بود كه دخترك براي رفتن به مدرسه آماده مي‌شد. نازنين 11 ساله است و در كلاس پنجم درس مي‌خواند. دوشنبه نيز مانند بقيه روزهاي هفته تنها بود، مادر نازنين داراي يك رتبه بالاي شغلي در يكي از ادارات دولتي است و پدرش هم حتماً شاغل.


نازنين به دليل مصرف قرص‌هاي خواب‌آور كه دكتر به خاطر بيماري تشنج برايش تجويز كرده به سختي از خواب بيدار مي شود و معمولاً نيز به كندي آماده مي‌شود و مادر نيز كه اكثر روزهاي هفته بايد در اولين ساعات روز در جلسه‌اي مهم شركت كند، فرصت رسيدگي به دختر را ندارد. اين است كه دخترك معصوم هميشه خودش از خواب بيدار شده و صبحانه مي‌خورد و راهي مدرسه مي‌شود.
نازنين هميشه چند دقيقه‌اي دير مي‌رسد و اين براي اولياي مدرسه نيز عادي شده كه نازنين هميشه تأخير دارد و از ديرآمدن او نگران نشوند.
صبح روز دوشنبه نيز نازنين طبق معمول كمي دير از خانه بيرون آمد و شايد شيطنت كودكي باعث شده كمي راه را كج كرده و از كوچه پس كوچه‌ها به سوي مدرسه برود. شايد اين آخرين باري است كه او به تنهايي به مدرسه مي‌رود چون....
مرد جواني جلو آمد و با چرب زباني نازنين را داخل كوچه‌اي تنگ برد.
-اگر داد بزني مي‌كشمت.
معلم نازنين مي‌گويد: وقتي او وارد مدرسه شد، رنگ و رويش پريده بود. او را به دفتر بردم و پرسيدم چه اتفاقي افتاده است؟ نازنين گفت:
-خانوم! «آقاهه به من گفت ساكت شم و بعد دكمه‌هاي لباسم را باز كرد و ....»
-نازنين آن مرد چه شكلي بود؟
«موهاي كوتاه داشت. ريش‌هاي پرفسوري وكمي هم از ريش‌هاي بقيه صورتش درآمده بود. شلوار لي هم پوشيده بود.»
معلم مي‌گويد: من آنقدر شوكه شده بودم كه حتي نتوانستم از نازنين بپرسم چاق بود يا لاغر. ما تنها اورا سر كلاس برديم و گفتيم كه در اين باره با بقيه بچه‌ها حرفي نزند. بعد به مادرش زنگ زديم تا به دنبالش بيايد و او را به دكتر ببرد.
اين دومين بار بود كه طي هفته گذشته مردي جوان سر راه دختران اين دبستان را گرفته بود كه البته در مورد اول دخترك حاضر نشده بود با مرد برود.
مادرنازنين اين موضوع را به هيچ جا گزارش نداد. از مدير و معلم مدرسه نيز خواست تا اين جريان را براي كسي بازگو نكنند. مادر اين دخترك براي حفظ آبرويش حتي او را به يك پزشك نشان نداد. نازنين نه تنها براي اطمينان از سلامتش نزد پزشكي نرفت بلكه براي حفظ سلامت روحي‌اش نيز با كسي صحبت نكرد. هيچ‌كس به خاطر حفظ آبروي شغلي مادر نگفت زماني كه دختركي در اين سن و سال مورد تجاوز جنسي به اين شكل دردآور قرار مي‌گيرد و حتي قطره‌اي اشك نمي‌ريزد و آرام همه جريان را بازگو مي‌كند نياز به روانپزشكي دارد. هيچ‌كس نگفت كه اين دختر براي حفظ شغل مادرش، پا به جاده مبهم آينده خود گذاشت؟

منبع:سايت تپش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
گفتگو با شادمهر عقیلی
شادمهر اولين بار تو رو در دوبی ديدم. کنسرت امشب لندن هم آخرين کنسرت تو از سری کنسرت های اخيرت بود. چه حسی بعد از اين همه کنسرت داری؟
الان ديگه خيلی راحت تر می تونم برنامه اجرا بکنم. در دوبی خيلی هيجان داشتم، به خاطر اينکه اولين برنامه زنده من بود و دلهره خيلی زيادی داشتم ولی اين برنامه ها چون هر شب و پشت سر هم بود ديگه راحت تر اجرا می کنم.

اجرای پشت سر هم خيلی سخته! اين مدت به تو چطور گذشت؟
آره خيلی سخت بود. مثلاً به اين صورت بود که صبح زود پرواز داشتيم و ظهر بعد از ناهار بايد می رفتيم سر کار و آماده شدن برای کنسرت! قبل از کنسرت لندن ديگه واقعاً نگران بودم و زمان شروع کنسرت داشتم با لرز می رفتم روی صحنه! خيلی حالم بد بود و هر کسی می خواست با من صحبت کنه خودم نمی دونستم چی بايد بگم! ولی انرژی مردم ترس من رو ريخت.

شادمهر، الان ديگه بعد از کنسرت های مختلف تو عوض شدی و يک شادمهر ديگه شدی، احساس خودت چيه؟
خودم هم همين احساس رو دارم که تغييرات زيادی شده و اونها رو توی خودم می بينم.

کنسرت لندن چطور بود؟
خيلی خوب بود. همه مردم موزيک رو خوب می فهمند و اين خيلی مهمه.

تعداد خيلی زيادی جمعيت برای کنسرت لندن اومده بودند که من بايد به خاطرش بهت تبريک بگم!
قربانت. مرسی.

يک سوالی بچه ها پرسيدند اينکه تو در سايت اورکوت Orkut  اسم داری؟ چون دو سه نفر به اسم شادمهر عقيلی توی اورکات عضو هستند و همه هم ادعا می کنند که شادمهر هستند!
نه! ولی خوب اين کار اشکالی نداره!

شادمهر جان پرسيدند آهنگ "ستاره" رو چرا توی اين کنسرت ها کم اجرا کردی؟
زمان برنامه خيلی مهم هست و ما بايد آهنگ ها رو جوری پشت سر هم بچينيم که هم زمان مناسب داشته باشه. زمان ما توی لندن تا ساعت  ۱۲  شب بيشتر نبود ولی جاهای ديگه تا ساعت  ۲  بود!

خبردار شدم که برای عيد قرار شده برای بچه های بم يک آهنگ کار کنی، درسته؟
کار کردم. البته برای يکی از خواننده ها!

ما منتظر خودت هستيم!

گزارش کامل ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
عجب برف با خالس امد نه عالي بود به حتون خوش بگذرره!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
عجب برف با خالس امد نه عالي بود به حتون خوش بگذرره!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
دیوید بکام در یک نقش سینمایی این بار قرار است بکام و شرکا در فیلمی غیرتبلیغاتی یعنی در یک فیلم درست و حسابی که تمام استانداردهای سینما را در خود جای داده است، بازی کنند. فیلمی که با بازی اینها تهیه می‌شود، با فیلم‌های کوتاه تبلیغاتی قبلی که بکام و بقیه عادت داشتند با توپ حرکات محیرالعقول انجام دهند و مثلا نوشابه‌ای را که تبلیغ می‌کنند بنوشند، تفاوت اساسی دارد. فیلم «گل» تبلیغ فوتبال است، تبلیغ روحیه ورزشکاری و بازی جوانمردانه. دیوید بکام درباره این تجربه تازه می‌گوید: «همه می‌دانند برنامه من برای بازنشستگی این است که مربیگری جوانان و نوجوانان را برعهده بگیرم. حالا در فیلم گل همان نقشی را که دوست دارم بازی می‌کنم. به نظر من این سه گانه پیام مثبتی برای تمام جوانان در سرتاسر جهان خواهد داشت.» گل قسمت اول یک تریلوژی است. سازندگان این فیلم در نظر دارند دو دنباله دیگر برای فیلمی که هنوز در مراحل تولید به سر می‌برد، تهیه کنند. هزینه ساخت قسمت اول این سه گانه 100 میلیون دلار تخمین زده می‌شود. کارگردانی گل به عهده فیلمسازی است تقریبا سرشناس به نام «دنی کانن» که فیلم مهم «قاضی درد» با بازی سیلوستر استالونه را در کارنامه دارد. فیلم قرار است در اگوست 2005 آماده نمایش شود. پیش از این پای تعداد معدودی بازیکن فوتبال به سینما باز شده است. اریک کانتونا موفق‌ترین آنها به شمار می‌رود. «اوجی سیمپسون» مشهورترین چهره فوتبال آمریکایی نیز که مدت‌ها درگیر دادگاه مربوط به قتل همسرش بود، موفق شده است خود را به عنوان یک بازیگر درجه سوم در هالیوود تثبیت کند. چند فوتبالیست سرشناس از جمله پله، آردیلس، بابی مور و... تاکنون در یک یا چند فیلم سینمایی در نقش خود ظاهر شده‌اند. دیوید بکام تجربه بازی در یک فیلم مستند را که براساس زندگی خودش ساخته شده است، دارد؛ اما این اولین تجربه سینمایی او محسوب می‌شود. به جز 3 بازیکن یاد شده، بازیکنانی مثل وین رونی، رونالدو و آلن شیرر در پروژه عظیم «گل» بازی دارند. داستان فیلم درباره زندگی یک بازیکن فوتبال اهل لس‌آنجلس است که با یک باشگاه انگلیسی به نام نیوکاسل قرارداد امضا می‌کند. نقش این بازیکن به «دیه‌گو لونا» سپرده شده است. او در فیلم از تیم نیوکاسل به تیم پرستاره رئال مادرید می‌پیوندد. میل شیک کمپانی تهیه کننده این پروژه ترجیح می‌دهد که قسمت دوم فیلم را برای جام جهانی 2006 در اوج تب فوتبال روی پرده بفرستد. کانن پس از آن که مایکل وینتر باتم کارگردان فیلم «آوازهای شبانه» در ماه ژوئن از پروژه کنار کشید، برای کارگردانی برگزیده شد. وینتر باتم قبل از استعفا، صحنه‌هایی از فیلم را که مربوط به پیروزی 0-3 نیوکاسل در برابر تیم اسپانیایی رئال مایورکا می‌شد، فیلمبرداری کرده بود. مجله هالیوودی «ورایتی» گزارش داد که مقامات فیفا این پروژه را تایید کرده و در توصیف آن گفته‌اند: «فیلم‌هایی از این دست باعث شناخته شدن بیشتر این رشته ورزشی در سطح جهان به ویژه در آمریکا که فوتبال کمتر از سایر ورزش‌ها محبوبیت دارد، خواهد شد.» این توصیف برای مایک جفریز تهیه کننده هالیوودی که در نظر دارد بخش اعظم سهام باشگاه لیورپول را خریداری کند، می‌تواند یک برگ برنده تلقی شود. او اکنون حتی از حمایت فیفا هم برخوردار است. دو قسمت اول این پروژه به حضور بازیکن لس‌آنجلسی در تیم‌های نیوکاسل و رئال مادرید اختصاص دارد؛ اما ماجراهای قسمت سوم آن در جام جهانی 2006 رخ خواهد داد. نام دیوید بکام در فیلمی به نام «مثل بکام ضربه بزن» به چشم می‌خورد؛ اما خود او در این فیلم بازی نداشت. این فیلم داستان زندگی یک دختر فوتبالیست هندی ساکن انگلیس را روایت می‌کرد. دختر هندی در این فیلم سعی داشت برای نواختن ضربات آزاد از بکام الگوبرداری کند. برگرفته شده از سایت ((www.zalzalak.com))
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
دوستون دارم                     نظر دهید

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
٦ بازيكن فولاد مباركه سپاهان در تيم هاي ملي

6 بازيكن فولاد مباركه سپاهان به اردوي تيم ملي ايران در رده هاي سني مختلف دعوت شدند.
فدراسيون فوتبال كشوراز مسعود داستاني ، مسلم قاسم آقائي و محمد اميني جهت حضور در تيم ملي زير 13 سال ،احسان حاجي صفي و جلال الدين علي محمدي جهت حضور درتيم ملي زير 15 سال و بهزاد سلطاني جهت حضور در تيم ملي زير 18 سال دعوت به عمل آورده است.
لازم به ذكر است پيش از اين نيز نفرات ديگري از تيم هاي پايه فولاد مباركه سپاهان به اردوي تيم ملي دعوت شده اند.

١٩/١٠/٨٣ 
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 * رها : محشر جون خيلی خوشحال هستم که دوباره می بينمت. دو سه ماه پيش هم من اومدم و باهات صحبت کردم و اولين مصاحبه ات رو با بی بی سی داشتی. توی اين دو سه ماه بهت چی گذشت؟


محشر: اول سلام می کنم خدمت شما و تمام خوانندگان عزيز. در اين چند ماه اخير شما با اين عکس های قشنگی که از من گرفته بوديد، يک بلايی سر من آورديد که من اصلاً نمی تونم جايی برم! شور و شوق مردم رو می بينم که امضاء ميخوان، با هم عکس می گيريم و ميگيم و می خنديم. خودم کمتر می تونم تنهايی برم توی خيابون!


از راست به چپ- مهدی شفيعی، مازيار کلاهی و محشر

    * آره اتفاقاً روزنامه ها و مجله های مختلفی به من نشون دادی که از عکس هايی که ازت گرفته بودم استفاده کردن. عکسهات حتی روی جلد کاست هم چاپ شده!

آره،چند روز پيش کرمان بودم، با پدرم توی بازار گنجعلی خان بوديم که صدای موزيک خودم رو شنيدم! رفتيم جلوتر و ديدم يک آقا پسری CD  و نوار گذاشته جلوش و مردم هم دورش جمع شدن دارن اونها رو می خرن. من هم رفتم و گفتم اين چه موزيک قشنگيه! برای جلد روی نوار کاست از عکس هايی که شما گرفته بودين استفاده کرده بودن! جالب اينجاست که اين کاست رو در پاکستان تکثير کردن! به جای اينکه جوونهای خودمون توليد کنن، پاکستان اين کار رو کرده!


    * می دونم وقتی رفتی به سمت کرمان در حقيقت برای بم رفته بودی و يک کار مهم هم اونجا انجام دادی؟


بله. ما می خواستيم يک آهنگ درباره زلزله بم بسازيم. برای اينکه حس قوی تری داشته باشم، پدرم من رو با خودش به بم برد. من با مردم اونجا آشنا شدم و تونستم يک حسی رو برقرار کنم که بتونم آهنگ رو بهتر اجرا کنم.

    * محشر جان از سفرت به بم و تجربه ات از اونجا بگو... چی شد که اصلا رفتی بم؟


پدرم تشخيص داد که برای اجرای بهتر اين آهنگ، من با گروهم برای حس گرفتن به بم بريم. چند وقتی اونجا بوديم که من بتونم با مردم و محيط اونجا ارتباط برقرار کنم و آهنگ رو بهتر اجرا کنم.

 

    * چند روز توی بم موندين؟


سه چهار روز توی بم بودم و بعد از اون به کرمان رفتم.


    * از تجربه سفرت به بم بگو...

من به صورت ناشناس و با عينک سياه رفتم بم تاشناخته نشم و بتونم بيشتر از مردم حس بگيرم. با مردم اونجا که صحبت می کردم، اکثراً به من می گفتن که ما به غير از مسائل مادی، تمام خانواده خودمون رو هم از دست داديم! با يک خانم که داشتم صحبت می کردم، گريه می کرد و می گفت ما همه روحيه خودمون رو از دست داديم!

    * کار کردن شما در اونجا به چه نحو بود؟


شاعر اين آهنگ "زلزله"، آقای شفيعی بود که همراه ما آمد و تونست با اونجا ارتباط برقرار بکنه.
همين طور آهنگ سازش آقای کلاهی و من تونستيم با اون محيط ارتباط برقرار کنيم من هم حسی گرفتم که وقتی برگشتيم تهران بتونيم اون رو اجرا کنيم.

    * اتفاقاً مازيار، آهنگ ساز "زلزله" هم اينجاست! مازيار جان ميشه برامون از نحوه ساخت آهنگ "زلزله" بگی؟


مازيار: ما که بم بوديم، تمام کوله بارمون انديشه گرايی پدر محشر خانم بود. ما رفته بوديم که نطفه موزيک رو اونجا ببنديم! آقای شفيعی شعر اين آهنگ رو به من دادند و من هم پايه ملودی و ريتمش رو بستم. بعد برگشتيم تهران و من کار تنظيمش رو شروع کردم. در حدود  ۴۰  روز توی استوديو بوديم. صدابردار ما سميه جان خيلی به ما کمک کرد. بچه های موسيقی کلاسيک و نواحی فرزند زمين هم به ما خيلی کمک کردند که به خاطر همين ازشون تشکر می کنم.

    * اول اين آهنگ صداهای مختلف مثل صدای حيوانات و لرزش زلزله مياد که واقعاً تاثير خيلی زيادی روی خود من گذاشت. چی شد که به فکرت رسيد اين صداها رو روی آهنگ بگذاری؟


مازيار: يک سری از حيوانات هستن که  ۷  دقيقه تا  ۷  ثانيه قبل از زلزله اون رو حس می کنن. من خواستم اين رو توی آهنگ نشون بدم. بعد از اون هم سعی کردم صدای زلزله و آوار رو نشون بدم.

محشر در اتاقش

    * آقای شفيعی، شما هم شعر زلزله رو نوشتين. شما هم لطفاً درباره تجربه خودتون از اين آهنگ برامون صحبت کنيد.

شفيعی : در آغاز کار، بيش از صد ترانه از ترانه سراهای مختلف در اختيار پدر محشر خانم، فرزند زمين قرار گرفت ولی هيچ کدوم نتونست ايشون رو راضی کنه.
بنابراين تصميم گرفتيم که با فرمول هميشگی خودمون که يک فرمول اسطوره ای هست وارد کار بشيم.
من هم وقتی متوجه شدم که چه کاری بايد بکنم و چه مفاهيمی رو برسونم، شعرش رو بستم و تقديم گروه موسيقی "فرزند زمين" کردم.
البته تمام مراحل بسته شدن اين شعر در حال و هوای بم بود.
ما اونجا تونستيم وضعيت مردم رو خوب احساس کنيم.

    * چطور اين رو احساس کردين؟ آيا با مردم صحبت کردين يا فضای اونجا روی شما تاثير گذاشت؟


شفيعی : ما با مردم زندگی کرديم. با اونها گريه کرديم و با اونها خنديديم. باهاشون صحبت کرديم و از مصيبت هاشون پرسيديم. اين خيلی به ما کمک می کرد که توی حس کار قرار بگيريم. از آغاز کار همگی با هم گريه کرديم. پايان کار هم، همراه با گريه همگی ما بود. اين رو توی صدای خواننده می تونين بشنوين!

    * يک سری مفاهيمی رو می خواستی از طريق شعرت القاء کنی. ميشه درباره اينها برامون توضيح بدی؟


شفيعی : نکته مهمی که ما می خواستيم بهش اشاره کنيم اين بود که اکثر ملت های کشورهای در حال توسعه، بلايای آسمانی، اتفاقات، تصادفات و اشتباهات رو بعد از وقوع اون به آسمان نسبت ميدن! همه ما ديديم که بعد از يک اتفاق ناگوار ميگن که خدا خواسته! اين توهين مستقيم هست به ذات اقدس و پاک الهی! چون پروردگار هيچ وقت بد بنده اش رو نمی خواد! ما بايد باور کنيم که اين اتفاقات ناگواری که باعث مصيبت ها ميشه، نتيجه مستقيم بی احتياطی های خودمونه!
ما اگر ياد بگيريم که مقاومت محل سکونت خودمون رو برای زلزله با مقياس  ۸  ريشتر آماده کنيم، ديگه مصيبت اتفاق نمی افته!

    * محشر جون وقتی اين آهنگ رو می خوندی، چه تصويرهايی توی ذهنت داشتی؟


محشر: من وقتی بم بودم، دخترهای هم سن و سال خودم رو می ديدم که خيلی گريه می کردن، خيلی ناراحت بودن و خانواده هاشون رو از دست داده بودن. وقتی اين آهنگ رو توی استوديو خوندم، هر وقت اون صحنه ها يادم می افتاد گريه می کردم! هر کسی هم که اين موزيک رو گوش کنه، می فهمه که من آخرش گريه کردم!

    * آيا بچه های توی بم تو رو می شناختن و يا کلاً با موزيکت آشنا بودن؟


بله! کسانی هم که توی کرمان بودن از بم اومده بودن و تمام موزيک های من رو حفظ بودن!
من وقتی به اونها امضاء می دادم می گفتن که يک مقدار از موزيکت رو هم برای ما بنويس چون ازش خاطره داريم!

موزيک زلزله رو تقديم می کنم به خانم ها و دختر خانم هايی که توی بم هستن و از اين حادثه ضربه روحی خوردن! اميدوارم آهنگ من تاثير خوبی توی روحيه اونها بگذاره و از اون حال و هوای بد دربيان! در ضمن از تمام کسانی که اين آهنگ رو گوش می کنن، خواهش می کنم که اين آهنگ رو فقط با چشم بسته گوش کنن!
Eworlds.com

    * يک آهنگ جديد ديگه ای هم داری. آهنگ " من محشرم " !

اين آهنگ رو دو ماهه که ساختيم و شما اولين نفری هستين که اون رو گوش می کنين. اين موزيک از ساخته های آقای مازيار کلاهی هست که ريتم  ۶  و  ۸  و شادی داره.

    * چی شد که تصميم گرفتی اين آهنگ رو درست کنی؟ آيا اين رو درست کردی که خودت رو معرفی بکنی؟


بله. چون همش می گفتن محشر يک نفر ديگه است و DJ Maryam  هنوز توی زندانه! برای اين که همه اين ابهامات رو بردارم، توی اين موزيک گفتم که من محشرم! توی اين شعر وقتی می گم من محشرم، منظورم اين نيست که شعر به من ربط داره، بلکه من از طرف تمام خانم های ايرانی اين آهنگ رو خوندم که تقديم کنم به دختر بم. اين موزيک چون ريتم شادی داره، دوست دارم دختران بم باهاش ارتباط برقرار کنن که يک مقدار از اون حال و هوای غم انگيز دربيان و شاد بشن.

محشر در محاصره شايعات

    * دفعه قبل که باهات صحبت کردم گفته بودی که می خواهی آهنگ هات رو بفرستی ارشاد و ببينی که قبول می کنن يا نه.


بله. آهنگ هام رو فرستادم ارشاد. الان هم دنبال اين هستم که برای کنسرت بانوان مجوز بگيرم و بتونم آهنگ هام رو اونجا اجرا کنم.

    * يک سری شايعه ديگه هم درباره آهنگ هات بود. مثلاً می گفتن اگر واقعاً اين آهنگ ها توی کنسرت بانوان دزديده شده، پس چرا صدای همهمه و مردم نمياد؟


توی بعضی از کنسرت های من وقتی Playback  می کنيم، من فقط لب می زدم! من CD  کارهام رو با خودم می بردم که اون پخش بشه و من لب خونی کنم. احتمال ميدم CD  من که در پشت صحنه پخش می شده رو از توی دستگاه برداشتن و دزديدن يا که همزمان ضبطش کردن!
برگرفته از

بی بی سی

ستاره سرخ

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

351- زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟

352- زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!

353- مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

354- ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!

355- صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

356- پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟

357- احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!

358- زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!

359- مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!

360- دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

361- مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!

362- اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!

363- چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!

364- شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!

365- تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!

366- رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

367- مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!

368- بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!

369- معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!

370- سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

371- راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!

372- وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

373- تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!

374- روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!

375- تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!

376- يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!

377- ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!

378- تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!

379- در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟

380- تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!

381- تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!

382- موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟

383- تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!

384- دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

385- معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

386- تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.

387- لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

388- جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

389- مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

390- غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

391- از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!

392- آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!

393- باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!

394- به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!

395- غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

396- بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !

397- اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !

398- غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

399- به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

400- دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
گروه حوادث: نوجوان  ۱۶  ساله پس از متهم شدن به دزدي براي دريافت مهريه اش به دادگاه خانواده رفت.
راحله دختر  ۱۶  ساله اي بود كه براي گرفتن  ۱۴  سكه مهريه اش به دادگاه خانواده آمده بود ، گفت: وقتي با محمد آشنا شدم  ۱۴  سالم بود. تازه مي خواستم وارد دبيرستان شوم.
او ادامه داد: من تنها دختر خانواده چهار نفري مان بودم. مادرم زياد كاري به كارم نداشت و ترجيح مي داد به دو برادر كوچكم رسيدگي كند. هنوز هم همين طور است. او خرج خانه را با كار كردن در خانه مردم به دست مي آورد. پدرم چهار سال است كه ما را ترك كرده است. نتوانست با ما زندگي كند و براي ايجاد زندگي ايده آل خود مادر و دو برادر كوچكش را نيز تنها گذاشت و به خارج از كشور رفت.
بچه سال بودن راحله از تيپ و ظاهرش مشخص بود. او ادامه داد: يك روز بعد از مدرسه با الهام، همكلاسي ام تصميم گرفتيم برويم سينما، او به دوستش هم گفت كه بيايد. همراه دوست الهام، محمد هم آمده بود. او هم مثل من بچه طلاق بود. با پدر يا مادرش هم زندگي نمي كرد. با چند نفر از دوستان دبيرستاني اش خانه اي در اطراف تهران گرفته و در آنجا زندگي مي كردند. دوستانش اصلاً پسران خوبي نبودند. ولي محمد با آنها فرق مي كرد.
راحله با گفتن اين كه« دير متوجه شدم محمد با آنها فرقي نمي كرد»،افزود: ساكت و آرام بود. سرش به كار خودش گرم بود و روزي در سينما از من خواستگاري كرد. بدون هيچ شرطي و حرفي قبول كردم. تنهايي به خانه مان آمد. مادرم نپذيرفت، ولي من اصرار داشتم كه تنها با اين فرد خوشبخت مي شوم. وقتي مادر و پدر او از موضوع باخبر شدند با اين ازدواج مخالفت كردند. محمد هم ترجيح داد آنها را كنار بگذارد. شروع زندگي بدون حمايت والدين خيلي سخت است، مخصوصاً اگر پشتوانه مالي در كار نباشد.
دوستان محمد نتوانستند پولي را كه او براي شروع زندگي نياز داشت به او قرض بدهند. او هم تصميم گرفت پول هاي پدرش و طلاهاي مادرش را بدزدد. او مي گفت اين حداقل سهم من از اين زندگي بي اساس است. يك روز با من تماس گرفت و گفت برنامه اش را اجرا كرده. طلاها را فروختيم و در يك محضر آشنا عقد كرديم. مدتي در خانه يكي از دوستان آرش با هم زندگي مي كرديم تا اين كه ...
حرفش را قطع كرد و به دادخواست مهريه اش نگاه كرد و نفس عميقي كشيد و گفت: كار محمد و دوستش آرش دزدي و كيف قاپي بود. شبها با هم مواد مخدر مصرف مي كردند. شبي كه آنها بر سر من دعوايشان شد از آنجا بيرون آمديم و براي مدتي در پارك ها شب را به صبح مي رسانديم. پليس در شب سوم بود كه ما را دستگير كرد. پدر و مادر محمد بعد از اطلاع از دستگيري ما، از من به اتهام اغفال پسر و دزدي اموالشان طرح شكايت كردند و محمد را مجبور كردند مرا طلاق بدهد. مهريه ام را كه  ۱۴  سكه تمام است به اجرا خواهم گذاشت تا شايد بخشي از جهيزيه اي كه هرگز به من پس ندادند به مادرم بازگردانده شود.
حالا مادرش در كنارش بود با كيسه اي از كيك و آب ميوه. نشستند تا نوبتشان براي تحويل دادخواست مهريه فرابرسد.

برگرفته از : روزنامه همشهری          نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

این خواهر و برادر سنگسار نمی شوند

چهارشنبه، 29 مهرماه 1383

حوادث داخلی -

خواهر و برادري كه براثر رابطه نامشروع دچار فرزند شدند و فرزند آنها اكنون در اختيار اداره بهزيستي مريوان است.
اين برادر و خواهر به نام‌هاي بختيار و ژيلا به ترتيب 15 و 13 سال سن دارند.
مدتي است ذهن مردم خوب و شريف مريوان را حادثه‌اي تلخ و بسيار تاسف بار به خود مشغول كرده است. حادثه‌اي كه در نوع خود بسيار تاثر برانگيز و ناراحت كننده است.


تبعات اين حادثه تلخ و نفرت انگيز مدتي است جامعه پاك و متعصب مريوان را دچار تشنج و هيجان كرده است. برخي معتقدند آنها بايد به شدت مجازات شوند. حتي والدين اين دو نيز به شدت خواهان مجازات فرزندان خود هستند. و اين درحالي است كه سايت‌هاي خبري بيگانه از اين مساله در جهت خدشه دار كردن چهره نظام جمهوري اسلامي استفاده مي‌كنند.
فرماندار شهرستان مريوان مي‌گويد :« شعبه اول دادگاه مريوان خواهر و برادر زناكار را به 55 ضربه شلاق محكوم كرده است. حكم در تاريخ 14 مهرماه صادر شده و به مدت 20 روز قابل تجديد نظر است.
رئيس شعبه اول دادگاه مريوان شايعه احتمال سنگسار و يا حبس تعزيري براي ژيلا و بختيار را به شدت تكذيب مي‌كند.
اسداله حيدري زاده كه رئيس دادگستري مريون نيز هست، مي‌گويد:« دومتهم اين پرونده طبق فتواي حضرت امام در تحريرالوسيله و قانون مجازات اسلامي بی اطلاع بودن از ميزان مجازات، از اتهام زناي با محارم كه حكم آن اعدام مي‌باشد، با توجه به صغرسن تبرئه شدند.»
وي افزود: «آگاهي متهمين از حكم موضوع براي دادگاه كاملاً‌محرز شد و به همين دليل متهمان به حكم تعزير محكوم شدند و اكنون به طور كامل تحت حمايت بهزيستي مي‌باشند.»
وي گفت: اخبار مربوز به سنگسار شدن و پس از آن احتمال محكوميت به حبس تعزيزي ساخته و پرداخته دشمنان و استكبار است و اين دو نفر درحال حاضر تحت حمايت بهزيستي به تحصيل اشتغال دارند.
وي گفت: نوزاد متولد شده نيز به بهزيستي تحويل داده شده تا در چارچوب قوانين و ضوابط به خانواده‌هاي متقاضي سرپرستي تحويل داده شود.
قاضي حيدري زاده تاكيد كرد: در صورتي كه متهمين به حكم موضوع آگاهي مي‌داشتند، مجازات آنها قطعاً‌ اعدام مي‌‌بود.
وي افزود: جلسات دادگاه با حضور متهمين و دو وكيل مدافع تسخيري برگزار شد و حكم صادره نيز به متهمن و وكلاي مدافع ابلاغ شده و هيچ گونه اعتراضي هم به اين حكم نشده است.
وي گفت: سازمان بهزيستي از تحويل گرفتن متهم پسر اين پرونده كه بختيار نام دارد خودداري مي‌كرد كه با اصرار دادگاه سرانجام بهزيستي او را هم تحويل گرفت.
وي افزود: در ابتداي امر به دليل حساسيت و تعصبات خاص مردم مريوان روي مسايل ناموسي چون احتمال قتل متهمين متصور بود آنان را براي مدت كوتاهي به بند نوجوانان زندان مريون انتقال داديم.
وي گفت: در ابتدا قصد داشتيم كه متهمان را به كانون اصلاح تربيت بفرستيم ولي چون احتمال دسترسي والدين متهمان به آنان و قتل آنان وجود داشت ترجيحاً به بند نوجوانان انتقال داده شدندو
قاضي حيدري زاده افزود: رسانه‌هاي استكباري به جاي شايعه سازي در مورد اين پرونده بهتر است كه مسايلي هم چون قتل عام مردم عراق و فلسطين بپردازند و در قبال اين جنايات ساكت نباشند.


+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

دوشنبه، 14 دیماه 1383

گزارش تصويری -
منبع :
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

با خبر شدن از تماسهاي تلفني هنگام اتصال به اينترنت


اكثر كساني كه از خونه به اينترنت وصل ميشن ناراحت اين قضيه هستن كه هنگام اتصال تلفن اشغاله وكسي اگر زنگ بزند ما متوجه نميشيم . بانرم افزار Phone Tray DialUp شما ميتونين Online باقي بمونين بدون اينكه تماسهاي مهمي كه به منزل ميشه رو از دست بدين! وقتي شما Online هستين و زنگي زده ميشه PhoneTray به شما اطلاع ميده كه فلان شماره الان داره تماس ميگيره. در ضمن انتخاب با شماست! ميتونين به تلفن جواب بدين و اتصال رو قطع كنين يا جواب ندين و Online باقي بمونين. اين برنامه از V.92 مودم شما و سيستم انتظار تماس( همان دو خطه شدن) شركت مخابرات سرويس دهنده تلفن استفاده ميكنه و شما رو آگاه ميسازه از تماسهاي ورودي ! براي اين كه اين نرم افزار بهتر كار كنه شما بايد حتما مودمي داشته باشيد كه سيستم CallerID رو ساپورت كنه. اين برنامه هنگام تماس با صفحه ي كوچكي كه در زير ويندوز باز ميكنه شما رو آگاه ميكنه همچنين ميتونه از طريق سيستم Text-To-Speech نام شخص تماس گيرنده ( قبلا يك سري شماره ها و نام مالك اونا رو به حافظه برنامه ميديم) و شماره ي اونو براتون ميخونه. انواع Ring Tone براي صداي زنگ از ويژگيهاي جالب ديگه ي اونه كه در حدود 20 عدد در حافظه داره و شما ميتونين از هر فايل صوتي كه بخواين به جاي صداي زنگ استفاده كنين. PhoneTray تمامي تماس هارو ضبط ميكنه و يك History كامل (شامل زمان تماس .و تاريخ و...) براي ما ذخيره ميكنه . از ويژگيهاي هاي قابل توجه اين برنامه اينه كه شماره هاي مزاحم رو ميتونه Block كنه كه اگر تماس بگيرند براي شما زنگي خورده نشه ‌(البته در صورتي كه تلفن ديگه اي در خونه نباشه و Phone Tray تنها دريافت كننده تماسها باشه)! از خود برنامه هم ميشه به عنوان تلفن استفاده كرد و به تماس پاسخ داد( با داشتن Headset و تنظيم اون). مطمئن هستم كه 100% براي خيلي از شما عزيزان يك چيز ضروري بود.در ضمن اين برنامه با ويندوز هاي سرس NT كار ميكنه و 98 و ME رو ساپورت نميكنه. Phone Tray DialUp رو ميتونين از اينجا: http://phonetray.traysoft.com/downloads/PhoneTrayDialup.exe داونلود کنید.


با تشکر از سایت پی سی ورلد

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 



حتما این روزها کلمه Unicode بارها به گوشتان خورده و یا در وب سایت ها و برنامه های کاربردی جدید آن را دیده اید و میخواهید بدانید که Unicode چیست. همینطور که حتما میدانید کامپیوتر فقط با عدد و رقم سرکار دارد و تمام اطلاعات نوشتاری,صوتی و تصویری نهایتا بصوت اعداد و ارقام در کامپیوتر ذخیره و پردازش میشوند .خوب حالا ما برای اینکه بتوانیم اطلاعات نوشتاری خودمان را برای کامپیوتر قابل فهم کنیم مجبوریم تا به هر حرف از حروف الفبا, یک کد عددی اختصاص بدهیم. از این رو صدها نوع سیستم کد گذاری به وجود آمده و برای زبانهای مختلف سیستم های مختلف معرفی شده.این مسئله در مورد زبان رسمی ایران یعنی فارسی هم صادق بود و تازه هر شرکت نرم افزاری ایرانی هم یک سیستم کد گذاری مخصوص خودش را داشت و دارد و هیچ وقت یک سیستم کد گذاری استاندارد برای زبان فارسی بوجود نیامد که همه برنامه نویسها از آن استفاده کنند.این مسئله در مورد زبان های دیگر هم وجود داشت.تا اینکه بالاخره Unicode معرفی شد.یونی کد نه یک نوع فونت خاص است نه یک برنامه خاص بلکه یک استاندارد کد گذاری برای حروف الفباست مانند ANSI. یونی کد به همه ی حروف اعداد یکتایی مستقل از محیط سیستم عامل و برنامه و زبان اختصاص میدهد.این سیستم میتواند تمام حروف زبانهای مختلف زنده امروز دنیا را در خودش جای دهد و به هر کدام از این حروف کد یکتایی اختصاص دهد. بکار گیری Unicode در وب سایت ها و برنامه های Clint -Server میتواند بسیار مفید باشد و ما نگران این نیستیم که کاربران وب سایت از چه سیستم عامل و از چه مرورگر اینترنتی استفاده میکنند فقط باید از استاندارد Unicode پشتیبانی کند.امروزه بسیاری از شرکتهای پیشتاز دنیای کامپیوتر این استاندارد را پذیرفته اند و تقریبا تمامی برنامه های کاربردی جدید از این سیستم کد گذاری حمایت میکنند مثلا از سیستم عامل Windows me به بعد یعنی Windows 2000,windows xp و windows server.net تماما بر مبنای Unicode بنا شده اند و سیستم عامل های دیگر مثل MacOs و Solaris و چندین سیستم عامل دیگر هم از Unicode حمایت میکنند.برنامه کاربردی نیز مانند Office2000وOffice Xp بطور کامل از این استاندارد پشتیبانی میکنند. و شما میتوانید با استفاده از Front Page Xp یا Front Page 2000 یا Visual Studio.net صفحات وب فارسی ایجاد کنید.

برای گسترش و ترویج استاندارد Unicode یک کنسر سیوم ایجاد شده است. در حال حاضر این سازمان نسخه جدید Unicode را یعنی Unicode 3.2.0 را منتشر کرده است.
استفاده از Unicode در حال افزایش است و برنامه ها و وب سایت های آینده تماما از این استاندارد استفاده خواهند کرد.این مسئله برای ما فارسی زبانها نیز موقعیت مناسب ایجاد کرده و میتوانیم در عرصه اینترنت مطالب خود را به زبان فارسی بدون استفاده از روش های مثل ایجادفایلهای تصویری از متن و قرار دادن آن درصفحه وب و یا استفاده از کدگذاری زبانهای دیگر مانند زبان تازی(عربی) عرضه کنیم.این مسئله فرایند ایجاد وب سایت ها و برنامه های فارسی را بسیار آسان تر و کم هزینه تر کرده.
این وب سایت هم(RastiSoft) از Unicode برای پیاده سازی زبان فارسی استفاده کرده و برای نمونه شما در صفحه تماس باما میبینید که بدون نیاز به دریافت برنامه خاصی مثلا یک اپلت جاوا یا یک ActiveX , براحتی می توانید مطلب خود را به زبان فارسی تایپ کنید. بنابراین اگر قصد دارید که یک وب سایت و یا یک وب لاگ فارسی شخصی ایجاد کنید پیشنهاد میکنم که حتما از استاندارد Unicode استفاده کنید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
مبانی ويندوز و شبکه ( بخش دوم )

سيستم های عامل شبکه ای
هسته يک شبکه ، سيستم عامل شبکه است . همانگونه که يک کامپيوتر بدون استفاده از سيستم عامل ، قادر به انجام عمليات خود نخواهد بود ، يک شبکه نيز بدون وجود يک سيستم عامل شبکه ای، قادر به انجام عمليات و ارائه سرويس های مربوطه نخواهد بود. سيستم های عامل شبکه ای، سرويس ها و خدمات خاصی را در اختيار کامپيوترهای موجود در شبکه قرار خواهند داد:
هماهنگی لازم در خصوص عملکرد دستگاه های متفاوت در شبکه بمنظور حصول اطمينان از برقراری ارتباط در مواقع ضروری
امکان دستيابی سرويس گيرندگان به منابع شبکه نظير فايل ها و دستگاه های جانبی نظير چاپگرها و دستگاه های فاکس
اطمينان از ايمن بودن داده ها و دستگاههای موجود در شبکه از طريق تمرکز ابزارهای مديريتی

● ويژگی های يک سيستم عامل شبکه ای
يک سيستم عامل شبکه ای می بايست امکانات و خدمات اوليه زير را ارائه نمايد:
ارائه مکانيزم ها ی لازم بمنظور برقراری ارتباط بين چندين دستگاه کامپيوتر برای انجام يک فعاليت
حمايت از چندين پردازنده
حمايت از مجموعه ای (کلاستر) ديسک درايو
ارائه امکانات و سرويس های امنيتی در رابطه با حفاظت از داده ها و ساير منابع موجود در شبکه
قابليت اطمينان بالا
تشخيص و برطرف نمودن خطاء با سرعت مناسب
بر اساس نوع سيستم عامل ، يک نرم افزار شبکه ای می تواند به سيستم عامل ، اضافه و يا بصورت يکپارچه با سيستم عامل همراه باشد . نرم افزار سيستم عامل شبکه ای با مجموعه ای از سيتسم های عامل رايج نظير : ويندوز 2000 ، ويندوز NT ، ويندوز 98 ، ويندوز 95 واپل مکينتاش ، بصورت يکپارچه همراه می گردد .

● پياده سازی شبکه در ويندوز 2000
ويندوز 2000 ، با سازماندهی Domain وسرويس Active Directory ، نياز سازمان ها و موسسات بمنظور ارتباط کاربران و شبکه ها با يکديگر را فراهم می نمايد. برپاسازی يک شبکه مبتنی بر ويندوز 2000 ، بهبود در اشتراک اطلاعات ، انجام موثرتر عمليات ، ايجاد زيرساخت مناسب ارتباطی ، ارائه سرويس های ارتباطی مطلوب را برای سازمان ها بدنبال خواهد داشت .

● ويژگی های يک Domain
Domain ، يک گروه بندی منطقی از کامپيوترهای شبکه ای است که از يک محل مشترک بمنظور ذخيره سازی اطلاعات امنيتی ، استفاده می نمايند. استفاده از Domain ، تمرکز در مديريت منابع شبکه را بدنبال خواهد داشت . بدين ترتيب پس از ورود کاربران به شبکه و تائيد صلاحيت آنان ، زمينه استفاده از منابع به اشتراک گذاشته شده در ساير کامپيوترهای موجود در Domain ، با توجه به مجوزهای تعريف شده ، فراهم می گردد . Domain ، درمفهوم مشابه Workgroup بوده ولی امکانات و ويژگی های بمراتب بيشتر و مفيدتری را ارائه می نمايد :
Single logon . با استفاده از Domain ، فرآيند ورود به شبکه صرفا" يک مرتبه انجام و کاربران قادر به استفاده از منابع متفاوت موجود درشبکه شامل: فايل ها ، چاپگرها و برنامه ها ، خواهند بود. Account مربوط به تمامی کاربران در يک مکان متمرکز ، ذخيره می گردد.
Single User Account . کاربران يک Domain ، صرفا" از يک Account بمنظور دستيابی به منابع موجود بر روی کامپيوترها ، استفاده خواهند کرد ( بر خلاف workgroup که نيازمند يک account مجزاء بمنظور دستيابی به هر يک از کامپيوترها است ) .
مديريت متمرکز . با استفاده از Domain ، امکان مديريت متمرکز فراهم خواهد شد . Account مربوط به کاربران و منابع اطلاعاتی موجود، از طريق يک نقطه متمرکز ، مديريت خواهد شد.
Scalability . استفاده از Domain ، امکان گسترش و توسعه در شبکه را افزايش خواهد داد . روش دستيابی کاربران به منابع و نحوه مديريت منابع در يک شبکه بسيار بزرگ مشابه يک شبکه کوچک خواهد بود .

● مزايای استفاده از Domain
استفاده از Domain ، دارای مزايای زير است :
سازماندهی اشياء . اشياء موجود در يک Domain را می توان بر اساس واحدهای موجود در يک سازمان ، سازماندهی نمود. يک واحد سازماندهی شده شامل مجموعه ای از اشياء در يک Domain است . اشياء، نشاندهنده عناصر فيزيکی موجود در يک شبکه بوده و می توانند به يک و يا بيش از يک Domain مرتبط گردند.کاربران ، گروه هائی از کاربران، کامپيوترها ، برنامه ها ، سرويس ها ، فايل ها و ليست های توزيع شده نمونه هائی در اين زمينه می باشند . مثلا" يک Domain در شبکه مربوط به يک سازمان ، می تواند بمنظور تسهيل در مديريت منابع موجود در شبکه، منابع هر يک از دپارتمان های موجود در سازمان را در يک واحد ،سازماندهی نمايد. هر واحد ، می تواند توسط کاربران خاصی در دپارتمان مربوطه مديريت گردد. بدين ترتيب مدير شبکه قادر به مديريت گروه هائی از واحدها در مقابل منابع انفرادی ، خواهد بود .
مکان يابی آسان اطلاعات . بموازات نشر( تعريف و پيکربندی ) يک منبع ، امکان دستيابی آن از طريق ليستی از اشياء Domain ، برای کاربران فراهم و بدين ترتيب مکان يابی يک منبع بسادگی انجام و زمينه استفاده از آن فراهم خواهد شد. مثلا" در صورتيکه چاپگری در يک Domain نصب شده باشد ، کاربران قادر به دستيابی به آن از طريق ليستی از اشياء موجود در Domain مربوطه ، خواهند بود. در صورتيکه چاپگر در Domain مربوطه تعريف نشده باشد ، کاربران شبکه جهت استفاده از آن می بايست از محل نصب آن آگاهی داشته باشند.
دستيابی آسان و موثر . تعريف و بکارگيری يک سياست گروهی در ارتباط با يک Domain ،نحوه دستيابی کاربران به منابع تعريف شده در Domain را مشخص می نمايد. بدين ترتيب استفاده از منابع بهمراه رويکردهای امنيتی ، يکپارچه می گردد .
تفويض اختيار. با استفاده از Domain ، امکان واگذاری مسئوليت مربوط به مديريت اشياء در تمام Doamin و يا در بخش هائی خاص ، فراهم می گردد .

● ساختار Domain
هر Domain توسط يک کنترل کننده Domain ، مديريت می گردد. بمنظور تسهيل در مديريت چندين Domain ، می توان Domain ها را در ساختارهائی با نام درخت (Tree) و جنگل (Forest) ، گروه بندی کرد .

● کنترل کننده Domain
کامپيوتری که برروی آن سرويس دهنده ويندوز 2000 اجراء و مديريت Domain را برعهده می گيرد، کنترل کننده Domain ناميده می شود. کنترل کننده Domain ، تمام عملياتی امنيتی مرتبط با کاربران و Domain را مديريت می نمايد.

● درخت
درخت، يک سازماندهی سلسله مراتبی از Domain های ويندوز 2000 بوده که يک نام را به اشتراک می گذارند . زمانيکه يک Domain به يک درخت موجود اضافه می گردد، بعنوان يک subDomain ، در نظر گرفته می شود. SubDomain ، يک Child domain نيز ناميده شده و Domain اضافه شده از طريق Parent domain مربوطه شناخته می گردد . پس از اينکه Child Domain به درخت ملحق گرديد نام Domain آن به نام Domain parent اضافه می شود. مثلا" زمانيکه يک Domain با نام Tehran به يک درخت موجود ملحق و بعنوان يک Chid Domain از Domain با نام Citys.com مطرح گردد ، نام Domain مربوطه، بصورت Tehran.Citys.com خواهد بود.

● جنگل
جنگل، شامل گروهی از درخت ها بوده که در مقابل استفاده از يک نام مشترک، از يک پيکربندی مشترک استفاده می نمايند. بمنظور مراجعه به جنگل ، بصورت پيش فرض از نام ريشه درخت و يا اولين درختی که در جنگل ايجاد می گردد ، استفاده می گردد . مثلا" در صورتيکه Citys.com اولين Domain در اولين درخت باشد و درخت ديگر به آن ملحق تا يک جنگل را ايجاد نمايند نام، جنگل Citys.com خواهد بود.

● ويژگی های Active Directory
Active Directory ، سرويس دايرکتوری ويندوز 2000 است . Active Directory ، اطلاعات مربوط به اشياء شبکه را ذخيره و با ارائه يک ساختار سلسله مراتبی، زمينه سازماندهی Domain ها و منابع را بسادگی فراهم می نمايد . بدين ترتيب کاربران بسادگی قادر به مکانيابی منابع شبکه نظير فايل ها و چاپگرها ، خواهند بود . Active Directory دارای ويژگی های متعددی است :
Active Directory ، باعث سازماندهی دايرکتوری به بخش هائی خواهد شد که امکان ذخيره سازی حجم بالائی از اشياء را فراهم می آورد . دستاورد ويژگی فوق ، توسعه Active Directory ، همزمان با رشد يک سازمان ، خواهد بود. بدين ترتيب، امکان رشد شبکه ای با صرفا" يک سرويس دهنده و کمتر از يکصد شی به شبکه ای با هزاران سرويس دهنده و ميليون ها شی فراهم خواهد شد .
Active Directory ،يک مکان متمرکز بمنظور جمع آوری و توزيع اطلاعات در رابطه با اشياء موجود در شبکه شامل کاربران، گروهها و چاپگرها بوده و امکان يافتن و استفاده از اطلاعات را آسان خواهد کرد.
تدابير امنيتی در ارتباط با Active Directory ، پيش بينی و زمينه تحقق آن با استفاده از Log on و کنترل دستيابی به اشياء موجود در دايرکتوری، فراهم می گردد . پس از فرآيند ورود به شبکه ( يک log on به يک شبکه ) ، مديران شبکه قادر به مديريت داده ها ی موجود در دايرکتوری می گردند . کاربران تائيد شده نيز امکان دستيابی به منابع موجود درشبکه را از هر مکانی بدست خواهند آورد.

● مزايای Active Directory
استفاده از Active Directory ، دارای مزايای زير است :
کاهش مجموع هزينه مالکيت . پارامتر فوق به هزينه مالکيت يک کامپيوتر، مرتبط می گردد . هزينه فوق شامل : هزينه های مربوط به نگهداری ، آموزش ،پشتيبانی فنی ، ارتقاء سخت افزار و نرم افزار است . Active Directory، با پياده سازی سياست ها باعث کاهش برخی از هزينه های فوق ،می گردد . بکارگيری يک سياست بهمراه Active Directory ، اين امکان را فراهم می آورد که پيکربندی محيط مربوطه ونصب برنامه ها ، از يک مکان مرکزی ، انجام شود. بدين ترتيب زمان مربوط به پيکربندی و نصب برنامه ها بر روی هر کامپيوتر ،کاهش پيدا خواهد کرد .
مديريت انعطاف پذير . واحد های سازمانی درون يک Domain را می توان بر اساس سياست های موجود در Active Directory ، تقسيم نمود. بدين ترتيب ، واحدهای سازمانی ،امکان تعريف کاربرانی خاص بمنظور مديريت بخش هائی خاص از شبکه را بدست می آورند .
Scalability . با استفاده از Active Directory ، امکان استفاده از سرويس های دايرکتوری برای سازمان ها ئی با ابعاد متفاوت، فراهم می گردد .
تسهيل در مديريت . Active Directory ، ابزارهای مديريتی خاصی را ارائه که مديران شبکه، با استفاده از آنان قادر به مديريت منابع موجود در شبکه خواهند بود.
دستيابی به يک شبکه ويندوز 2000 برای استفاده از منابع تعريف شده در شبکه، کاربران می بايست فرآيند Log on را دنبال نمايند . در زمان فرآيند Log on ، ويندوز 2000 اعتبار و هويت يک کاربر را تائيد خواهد کرد . فرآيند فوق ، اين اطمينان را بوجود خواهد آورد که صرفا" کاربران معتبر و تائيد شده، قادر به دستيابی منابع موجود بر روی يک کامپيوتر در شبکه ،خواهند بود . پس از اتمام موفقيت آميز فرآيند ورود به شبکه ،زمينه استفاده از منابع موجود در تمام شبکه با توجه به سياست های تعريف شده، فراهم می گردد . کاربران برای دستيابی به منابع در يک شبکه مبتنی بر ويندوز 2000 ، به يک Account ، نياز خواهد داشت . Account ، شامل اطلاعات مرتبط با يک کاربر بوده و شامل نام و رمز عبور است . در صورتيکه کامپيوتر يک Memeber Domain باشد ، Account مربوط به کاربر، امکان log on نمودن به کامپيوتر بصورت محلی و يا به Domain ( اما نه هر دو ) را فراهم و زمينه استفاده از منابع موجود در شبکه با توجه به مجوزهای تعريف شده ، فراهم خواهد شد . در صورتيکه کامپيوتر عضوی از يک Workgroup باشد ، Account مربوطه ، امکان Log on نمودن کاربر را صرفا" به کامپيوتر محلی، فراهم می نمايد. ( چون Account کاربر صرفا" بر روی بانک اطلاعاتی امنيتی همان کامپيوتر محلی ذخيره شده است ) . برای ورود به يک Domain ويندوز 2000 ، کاربران می بايست ، نام خود را بصورت خاصی وارد نمايند .نام فوق، شامل نام کاربر بوده که بدنبال آن از کاراکتر @ و يک پسوند استفاده می گردد. پسوند فوق، Domain مربوطه ای است که account بر روی آن وجود دارد . User1@Citys.com نمونه ای در اين زمينه است .

● ورود به شبکه
برای ورود به ويندوز 2000 ، کليدهای CTRL+ALT+DELETE بصورت همزمان فشرده و فعال می گردند. پس از فعال نمودن کليدهای فوق جعبه محاوره ای ورود به ويندوز فعال می گردد . با تايپ نام و رمز عبور در محل مربوطه ، فرآيند ورود به شبکه انجام خواهد شد. در ادامه می توان با کليک نمودن برروی کامپيوترهای محلی و يا Domain مربوطه در ليست به هر يک از آنها log on نمود.

● مشاهده Network Membership
پس از ورود به شبکه، می توان با استفاده از جعبه محاوره ای System Properties ، از نوع عضويت در شبکه آگاهی پيدا کرد : يک Domain و يا يک Workgroup . برای دستيابی به جعبه محاوره ای System Properties مراحل زير را دنبال نمائيد :
از طريق Desktop بر روی آيکون MyComputer کليک سمت راست نموده و در ادامه برروی گزينه Properties کليک نمائيد. جعبه محاوره ای System Properties ، دارای پنج Tab است . بر روی Network Identification کليک تا مشخص گردد که کامپيوتر مورد نظر به يک Doamin و يا Workgroup تعلق دارد .


باتشکر از سایت علی کامپیوتر
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 


22 دى 1383 - آی تی ایران - متخصصان امنیت اینترنتی هشدار داده اند که تعدادی حفره نفوذ پذیر بسیار خطرناک در مرورگر مایکروسافت کشف شده که می تواند کنترل کامپیوتر کاربران را در اختیار افراد نفوذگر و خرابکار قرار دهد.

به گفته متخصصان سه حفره امنیتی به آن اندازه خطرناک است که می تواند کامپیوتر کاربران را حتی هنگامی که مشغول دیدن یک صفحه اینترنتی هستند آلوده سازد.

در بیست و یکم ماه دسامبر 2004 چند ماه پس از آنکه نخستین حفره امنیتی در مرورگر مایکروسافت کشف شد یک گروه امنیتی مستقل آمریکایی با عنوان GreyHats کدی را منتشر کرد که نشان می داد دقیقا این حفره امنیتی چگونه می تواند برای دزدیدن کنترل کامپیوتر مورد استفاده قرار دهد.

مایکروسافت یک نرم افزار اصلاحیه برای اصلاح این حفره امنیتی منتشر کرده است.

گروه امنیتی GreyHats صفحه ای را ایجاد کرده اند که کابران می توانند در آن مرورگر خود را از نقطه نظر این حفره مورد آزمایش قرار دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 8:56 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
لندن‎ ـ نتايج‎ تحقيقاتي‎ درسالها1973 ي‎ تا 2001 نشان‎ مي‎‎دهد مرگ‎ و ميرناشي از بيماري‎ هاي‎ قلبي‎‎ و غيرقلبي در كريسمس‎ وتعطيلات‎ آن‎ افزايش‎ مي‎ يابد.
به‎‎‎‎ نوشته پايگاهاينترنتي‎ نشريه سالمندان‎, شايد يكـي‎ از علل‎ اين‎‎ امرتاخير در رساندن خدمات‎ پزشكـي‎ به‎ بيماران‎ باشد. در بخش‎ هاي‎ اورژانس‎ دربين‎‎ بيماران سرپايي‎ مرگ‎ و ميرها به‎ ترتيت‎ در 25 و 26 دسامبـر واول‎‎ ژانويه‎ بيش‎ از هر روز ديگر سال است‎. در گروه‎ بيماران‎ سرپايي‎ درتعطيلات‎ آخر سال‎ ميزان‎ مرگ‎ و مير ناشي‎‎ ازبيماري‎‎ هاي قلبـي 4 / 65 درصد و ميزان‎ مـرگ‎ و ميـر نـاشـي‎ از بيماري‎‎ هاي غيرقلبي‎ 4 / 99 درصد بيـشتـر از ساير روزهاي‎ سال‎ است‎. مرگ‎ و مير ناشي‎‎ از خودكشي , قتل‎ و حوادث رانندگي‎‎ درطول‎‎‎ سال شاملاين‎ تحقيق‎ نميشود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

مبانی ويندوز و شبکه ( بخش اول )

سيستم عامل ويندوز يکی از متداولترين سيستم های عامل شبکه ای است که برای برپاسازی شبکه های کامپيوتری استفاده می گردد

در اين مقاله قصد داريم به بررسی اوليه ويندوز بعنوان يک سيستم عامل پرداخته و در ادامه با مفاهيم اوليه شبکه آشنا و در نهايت به بررسی برخی از مفاهيم اوليه ويندوز بعنوان يک سيستم عامل شبکه ای ، بپردازيم .
هسته اساسی يک کامپيوتر سيستم عامل ، است . سيستم عامل، نرم افزاری است که سخت افزار را کنترل و همانگونه که از نام آن مشخص است باعث انجام عمليات در کامپيوتر می گردد . سيستم عامل ، برنامه ها را به درون حافظه کامپيوتر استقرار و زمينه اجرای آنان را فراهم می نمايد. سيستم عامل دستگاه های جانبی ، نظير ديسک ها و چاپگرها را مديريت می نمايد. کامپيوتر و چاپگر های موجود در يک محيط کامپيوتری را می توان بيکديگر مرتبط تا زمينه مبادله اطلاعات و داده ها ، فراهم گردد. شبکه ، شامل گروهی از کامپيوترها و دستگاه های مرتبط بيکديگر است. هماهنگی در اجرای همزمان برنامه ها در يک شبکه ، مديريت دستگاههای جانبی متصل به شبکه و موارد ديگر ، مستلزم وجود امکانات و پتانسيل های بيشتر از طرف سيستم عامل است . يک سيستم عامل شبکه ای ، امکانات فوق و ساير پتانسيل های لازم در خصوص شبکه را ارائه می نمايد. ويندوز 2000 ماکروسافت، نسل جديدی از سيستم های عامل شبکه ای است که زيرساخت مناسبی را بمنظور مديريت و حمايت از برنامه ها بمنظور استفاده توسط کاربران شبکه و سازمان های مربوطه، فراهم می نمايد. نسخه های متفاوت ويندوز 2000 ويندوز 2000 ، مجموعه ای گسترده از امکانات و ابزارهای لازم ، بمنظور مديريت يک شبکه کامپيوتری را ارائه و دارای نسخه های متفاوت زير است :

Microsoft Windows 2000 Professional . نسخه فوق، دارای امکانات گسترده ويندوز 98 بوده و بر اساس قدرت سنتی سيستم عامل ويندوز NT 4.0 ، ايجاد شده است . اين نسخه ، دارای يک رابط کاربر ساده بوده و علاوه بر بهبود در عمليات Plug&Play و مديريت Power ، مجموعه ای گسترده از دستگاه های سخت افزاری را حمايت می نمايد. نسخه فوق، حداکثر دو پردازنده و 4 گيگابايت حافظه را حمايت می نمايد.
Microsoft Windows 2000 Server . نسخه فوق، بعنوان نسخه استاندارد خانواده windows 2000 server ، مطرح می باشد. اين نسخه دارای تمامی امکانات windows 2000 professional بوده و برای سازمان های کوچک تا متوسط ايده آل و بخوبی با سرويس دهندگان فايل ، چاپگر ، وب و Workgroup ، کار می نمايد. نسخه فوق، قادر به حمايت از حداکثر 4 پردازنده و 4 گيگابايت حافظه فيزيکی است .
Microsoft Windows 2000 Advanced Server . نسخه فوق، دارای تمامی امکانات نسخه windows 2000 server بوده و علاوه بر آن قابليت گسترش و در دسترس بودن بيشتری را دارا است . با گسترش شبکه ، قدرت پردازش سيستم بصورت تصاعدی افزايش خواهد يافت.بدين منظور از کلاسترهائی که شامل چندين سرويس دهنده می باشند ، استفاده می گردد. سرويس دهندگان فوق ، توان پردازشی اضافه ای را ارائه و بدين ترتيب قابليت در دسترس بودن سيستم نيز، افزايش خواهد يافت . در صورتيکه يکی از سرويس دهندگان بدلايلی غيرقابل دسترس گردد، ساير سرويس دهندگان موجود در کلاستر، سرويس های مورد نياز را ارائه خواهند داد . نسخه فوق، مختص سرويس دهندگانی است که در شبکه های بسيار بزرگ ايفای وظيفه نموده و عمليات گسترده ای را در ارتباط با بانک های اطلاعاتی انجام می دهند. نسخه فوق، قادر به حمايت از هشت پردازنده و هشت گيگابايت حافظه فيزيکی است .
Microsoft Windows 2000 Datacenter Server . نسخه فوق، دارای تمام امکانات Advanced server بوده و علاوه بر آن امکان استفاده از حافظه و پردارنده های بمراتب بيشتری در هر کامپيوتر را فراهم می نمايد. نسخه فوق، برای ذخيره سازی حجم بسيار بالائی از داده ها ، پردازش های تراکنشی online و شبيه سازی های بزرگ استفاده می گردد .
نسخه فوق، قادر به حمايت از حداکثر 32 پردازنده و 64 گيگابايت حافظه فيزيکی است .

وظايف سيستم عامل
سيستم عامل ، نرم افزاری است که امکانات لازم بمنظور ارتباط برنامه ها با سخت افزار را فراهم می نمايد. مهمترين وظايف يک سيستم عامل در ارتباط با عمليات در يک کامپيوتر ، بشرح زير می باشد :
مديريت سخت افزار. سيستم عامل، امکان ارتباط کامپيوتر با دستگاه های جانبی نظير چاپگر و يا موس را فراهم می نمايد
مديريت نرم افزار. سيستم عامل ، مکانيزمی برای مقداردهی اوليه پردازه ها ی مربوط به برنامه ها را فراهم می نمايد.
مديريت حافظه . سيستم عامل، عمليات اختصاص حافظه برای هر برنامه بدون تاثيرگذاری بر فضای استفاده شده توسط ساير برنامه ها را فراهم می نمايد.
مديريت داده . سيستم عامل، مديريت فايل های ذخيره شده بر روی هارد ديسک و ساير رسانه های ذخيره سازی را بر عهده دارد . در اين راستا ، امکان ايجاد و فعال کردن فايل ها در اختيار برنامه ها قرار گرفته و زمينه مباددله داده بين دستگاههای فراهم خواهدشد. سيستم عامل، امکان انجام عمليات مديريتی در ارتباط با فايل ها نظير تغيير نام و يا حذف فايل ها را نيز فراهم می نمايد.
سيستم عامل ، هماهنگی لازم در خصوص ارتباط بين کامپيوتر و برنامه هائی که بر روی آن اجراء می گردند را فراهم می نمايد. جريان داده ها توسط سيستم عامل دنبال و کنترل و يک رابط کاربر گرافيکی GUI ( گرافيکی ) بمنظور ارتباط کاربر با کامپيوتر ارائه می گردد. GUI ، يک رابط کاربر گرافيکی ، بمنظور ارتباط کاربر با سيستم و فعال نمودن دستورات مورد نظر است .( در مقايسه با يک محيط مبتنی بر متن )
سيستم عامل ويندوز 2000 ، امکانات گسترده و پيشرفته ای را در اختيار کاربران قرار می دهد:
Multitasking . با استفاده از ويژگی فوق، کاربران قادر به اجرای چندين برنامه بصورت همزمان بر روی يک سيستم می شوند. تعداد برنامه هائی که يک کاربر قادر به اجرای همزمان آنان خواهد بود به ميزان حافظه موجود بر روی سيستم بستگی خواهد داشت .
Memory Support . بمنظور انجام عمليا ت مربوط به برنامه هائی که در محيط ويندوز 2000 اجراء می گردند ، به ميزان مطلوبی از حافظه ، نياز خواهد بود. برای اجرای چندين برنامه بصورت همزمان و يا اجرای برنامه هائی که ميزان بالائی از حافظه را نياز دارند ، ويندوز 2000 امکان حمايت تا 64 گيگابايت را فراهم می نمايد.
Symmetric Multiprocessing . سيستم های عامل از ويژگی فوق، بمنظور استفاده همزمان از چندين پردازنده استفاده می نمايند .بدين ترتيب کارآئی سيستم بهبود و يک برنامه در محدوده زمانی کمتری اجراء خواهد شد .ويندوز 2000 ، امکان حمايت ( با توجه به نوع نسخه ) از حداکثر 32 پردازنده را فراهم می نمايد.
Plug &Play . با استفاده از ويندوز 2000 ، دستگاههائی از نوع PNP بسادگی نصب می گردند . دستگاههای PNP ، دستگاههائی هستند که پس از اتصال به سيستم ، بدون نياز به انجام فرآيندهای پيچيده ، نصب خواهند شد . پس از اتصال چنين دستگاههائی، ويندوز 2000 بصورت اتوماتيک آنان را تشخيص و عناصر مورد نياز را نصب و پيکربندی مربوطه را انجام خواهد داد .
Clustering . ويندوز 2000 ، امکان گروبندی مستقل کامپيوترها را بايکديگر و بمنظور اجرای يک مجموعه از برنامه ها فراهم می نمايد. اين گروه بعنوان يک سيستم برای سرويس گيرندگان و برنامه ها در نظر گرفته خواهد شد . چنين گروه بندی ، Clustering ناميده شده و گروههائی از کامپيوترها را کلاستر می گويند. اين نوع سازماندهی کامپيوترها ، باعث برخورد مناسب در صورت بروز اشکال در يک نقطه می گردد . در صورتيکه يک کامپيوتر دچار مشکل گردد، کامپيوتر ديگر در کلاستر ، سرويس مربوطه را ارائه خواهد داد .
File System . ويندوز 2000 ، از سه نوع متفاوت سيستم فايل حمايت می نمايد : FAT(File Allocation table) ، FAT32 و NTFS . در صورتيکه نيازی به استتفاده از قابليت های بوت دوگانه (راه اندازی سيستم از طريق دو نوع متفاوت سيستم عامل با توجه به خواسته کاربر) وجود نداشته باشد، ضرورتی به استفاده از سيستم فايل FAT و يا FAT32 وجود نخواهد داشت . NTFS ، سيستم فايل پيشنهادی برای ويندوز 2000 بوده و امکانات امنيتی مناسبی را ارائه می نمايد. ويندوز 2000 ، با استفاده از سيستم NTFS امکانات متعددی نظير : بازيافت سيستم فايل، اندازه پارتيش های بالا، امنيت، فشرده سازی و Disk Quotas را ارائه می نمايد.
Quality of Service )QoS) . امکان QoS ، مجموعه ای از سرويس های مورد نظر بمنظور حصول اطمينان از انتقال داده ها با يک سطح قابل قبول در يک شبکه است با استفاده از QoS ، می توان نحوه پهنای باند اختصاصی به يک برنامه را کنترل نمود. QoS ، يک سيستم مناسب ، سريع و تضمين شده برای اطلاعات در شبکه را فراهم می نمايد.
Terminal Service . با استفاده از ويژگی فوق ، امکان دستيابی از راه دور به يک سرويس دهنده از طريق يک ترمينال شبيه سازی شده ، فراهم می گردد . يک ترمينال شبيه سازی شده ، برنامه ای است که امکان دستيابی به يک کامپيوتر از راه دور را بگونه ای فراهم می نمايد که تصور می شود شما در کنار سيستم بصورت فيزيکی قرار گرفته ايد.
با استفاده از سرويس ترمينال، می توان برنامه های سرويس گيرنده را بر روی سرويس دهنده اجراء و بدين ترتيب کامپيوتر سرويس گيرنده بعنوان يک ترمينال ايفای وظيفه خواهد کرد ( نه بعنوان يک سيستم مستقل) . بدين ترتيب هزينه مربوط به عمليات و نگهداری شبکه کاهش و می توان مديريت سرويس دهنده را از هر مکانی بر روی شبکه انجام داد.
Remote Installation Services)RIS) . سرويس فوق، امکان بکارگيری سيستم عامل در يک سازمان توسط مديران سيستم را تسريع و بهبود خواهد بخشيد. بدين ترتيب نياز به ملاقات فيزيکی هر يک از کامپيوترهای سرويس گيرنده وجود نداشته و می توان از راه دور ، اقدام به نصب نمود. سرويس فوق ، يک عنصر انتخابی بوده و بعنوان بخشی از نسخه windows 2000 server است .

مبانی شبکه های کامپيوتری
فرض کنيد در سازمانی ، می بايست تعدادی زيادی از کارکنان از داده های مشابه استفاده نمايند . يکی از راه حل ها ی مربوطه می تواند استقرار يک نسخه از داده ها بر روی هر يک از کامپيوتر ها باشد. بدين ترتيب هر يک از کارکنان بصورت مجزاء به داده ها دستيابی خواهند داشت . راه حل ديگر در اين زمينه ، استقرار داده ها بر روی يک کامپيوتر و دستيابی ساير کامپيوتر به داده های مورد نياز از راه دور است. رويکرد فوق ، باعث صرفه چوئی در فضای ذخيره سازی بر روی کامپيوترها شده و يک محل مرکزی برای ذخيره سازی و مديريت داده هائی را که چندين کاربر نيازمند دستيابی به آنان می باشند را فراهم می نمايد .عمليات فوق، مستلزم اشتراک داده ها و منابع بوده و ما را بسمت پياده سازی شبکه هدايت می نمايد.شبکه شامل گروهی از کامپيوترهای مرتبط بهم است که امکان اشتراک اطلاعات را به کاربران خواهد داد .در يک شبکه ، کاربران متعددی قادر به دستيابی به اطلاعات مشابه و اتصال به منابع يکسانی می باشند . مثلا" در مقابل ارتباط هر کامپيوتر به چاپگر اختصاصی خود، تمام کامپيوترها می توانند به يک چاپگر مرتبط و بدين ترتيب امکان استفاده از چاپگر بصورت مشترک توسط چندين کاربر فراهم می گردد .

مزايای شبکه
برپاسازی يک شبکه کامپيوتری دارای مزايای زير است :
اشتراک اطلاعات . امکان اشتراک اطلاعات و داده ها با سرعت مطلوب و هزينه پايين ، از مهمترين مزايای يک شبکه کامپيوتری است .
اشتراک سخت افزار و نرم افزار . قبل از مطرح شدن شبکه ، کاربران کامپيوتر ، از چاپگر و ساير دستگاههای جانبی اختصاصی استفاده می کردند. رويکرد فوق ، افزايش هزينه ها خصوصا" در سازمان های بزرگ را بدنبال خواهد داشت . شبکه های کامپيوتری ، کاهش هزينه های فوق را بدنبال داشته وامکان استفاده از منابع سخت افزاری و نرم افزاری مشترک بصورت همزمان توسط کاربران متعددی را فراهم می نمايد.
مديريت و حمايت متمرکز . برپاسازی يک شبکه ، باعث تسهيل در امر مديريت و عمليات مربوط به پشتيبانی می گردد. بدين ترتيب ، مديريت شبکه از يک محل ، قادر به انجام عمليات و وظايف مديريتی بر روی هر يک از کامپيوترهای موجود در شبکه خواهد بود.

نقش ( وظايف ) کامپيوترها در شبکه
کامپيوترهای موجود در شبکه بعنوان سرويس گيرنده و يا سرويس دهنده، ايفای وظيفه می نمايند .
کامپيوترهای سرويس گيرنده، درخواست خود برای دريافت سرويس و يا اطلاعات را از کامپيوترهائی در شبکه که بعنوان سرويس دهنده ، ايفای وظيفه می نمايند ، مطرح می نمايند .
کامپيوترهای سرويس دهنده، کامپيوترهائی هستند که سرويس ها و داده های مورد نياز کامپيوترهای سرويس گيرنده را ارائه می نمايند. سرويس دهندگان در شبکه ، عمليات متفاوت و پيچيده ای را انجام می دهند. سرويس دهندگان، برای شبکه های بزرگ اختصاصی شده تا قادر به پاسخگوئی به نيازهای توسعه يافته کاربران باشند. نمونه های زير انواع متفاوت سرويس دهندگان در يک شبکه بزرگ را نشان می دهد:
سرويس دهنده فايل و چاپ . اين نوع سرويس دهندگان، منابع فايل و چاپگر را از طريق يک نقظه متمرکز، ارائه می نمايند. زمانيکه سرويس گيرنده ای درخواست خود را برای دريافت داده ، فايل و سرويس دهنده چاپ ، ارسال می نمايد، تمام اطلاعات و يا فايل درخواستی بر روی کامپيوتر متقاصی دريافت می گردد. مثلا" زمانيکه يک برنامه واژه پرداز فعال می گردد، برنامه برروی کامپيوتر شما اجراء و مستندات ذخيره شده بر روی سرويس دهنده چاپ و يا فايل در حافظه کامپيوتر شما مستقر تا امکان ويرايش و يا استفاده محلی از مستندات فراهم گردد . زمانيکه مستندات مجددا" بر روی سرويس دهنده ذخيره می گردد، ساير کاربران شبکه که دارای مجوزهای لازم دستيابی می باشند ، قادر به مشاهده و استفاده از مستندات خواهند بود.سرويس دهندگان فايل و چاپ، تمرکزدر ذخيره سازی فايل ها و داده ها را بدنبال خواهند داشت. سرويس دهنده بانک اطلاعاتی . سرويس دهندگان بانک اطلاعاتی، قادر به ذخيره سازی حجم بالائی از داده ها در يک مکان متمرکز بوده و از اين طريق داده ها در دسترس کاربران قرار گرفته و ضرورتی به دريافت تمام بانک اطلاعاتی نخواهد بود. با استفاده از يک سرويس دهنده بانک اطلاعاتی، تمام بانک اطلاعاتی بر روی سرويس دهنده ذخيره و صرفا" نتايج مربوط به يک درخواست برای متقاضی ارسال خواهد شد. مثلا" می توان از بانک اطلاعاتی کارکنان بر روی يک سرويس دهنده اطلاعاتی نظير Microsoft SQL Server استفاده کرد. زمانيکه سرويس دهنده درخواست شما را پردازش می نمايد ، صرفا" نتايج پرس و جو (Query) از طريق سرويس دهنده برای سرويس گيرنده ارسال می گردد. سرويس دهنده پستت الکترونيکی . سرويس دهنده پست الکترونيکی، نظير سرويس دهنده بانک اطلاعاتی رفتار می نمايد با اين تفاوت که از برنامه های سرويس دهنده و سرويس گيرنده مجزائی استفاده می گردد. داده های انتخابی از سرويس دهنده برای سرويس گيرنده ارسال خواهد شد. سرويس دهنده پست الکترونيکی، مديريت پيام های الکترونيکی در شبکه برعهده دارد. سرويس دهنده فاکس (نمابر) . سرويس دهندگان فاکس، مديريت ترافيک فاکس به و يا از شبکه را با اشتراک يک و يا چندين دستگاه فاکس مودم ، فراهم می نمايند. بدين ترتيب، سرويس فاکس برای هر يک از کاربران شبکه فراهم و ضرورتی به نصب يک دستگاه فاکس برای هر يک از کامپيوترها ، وجود نخواهد داشت .
سرويس دهنده Directory Service . سرويس دهنده فوق، يک محل مرکزی بمنظور ذخيره اطلاعات در رابطه با شبکه نظير اسامی کاربران و منابع موجود در شبکه است . بدين ترتيبز امنيت شبکه بصورت متمزکز مديريت خواهد شد . مديريت شبکه قادر به تعريف يک منبع نظير چاپگر و نوع دستيابی کاربران،خواهد بود. پس از تعريف منابع توسط مديريت شبکه، کاربران قادر به دستيابی و استفاده از منابع خواهند بود. نوع استفاده از منابع بر اساس سياست هاتی است که توسط مديريت شبکه برای کاربران تعريف و درنظر گرفته شده است .

انواع شبکه
با توجه به نحوه پيکربندی کامپيوترها در شبکه و نحوه دستيابی به اطلاعات ، شبکه ها را به دو گروه عمده Peer-To-Peer و Client Server تقسيم می نمايند:
Peer-To-Peer ( نظير به نظير ) . در شبکه های نظير به نظير، سرويس دهنده اختصاصی وجود نداشته و سلسله مراتبی در رابطه با کامپيوترها رعايت نمی گردد. تمام کامپيوترها معادل و همتراز می باشند.
هر کامپيوتر در شبکه هم بعنوان سرويس گيرنده وهم بعنوان سرويس دهنده ايفای وظيفه نموده و امنيت بصورت محلی و بر روی هر کامپيوتر ارائه می گردد . کاربر هر يک از کامپيوترها مشخص می نمايد که چه داده ئی بر روی کامپيوتر خود را می بايست به اشتراک قرار دهد. شبکه های نظير به نظير workgroup ، نيز ناميده می شوند . واژه workgroup ، نشاندهنده يک گروه کوچک ( معمولا" ده و يا کمتر ) از کامپيوترهای مرتبط با يکديگر است . شبکه های نظير به نظير ، گزينه ای مناسب برای محيط هائی با شرايط زير می باشند:
○ حداکثر تعداد کاربران ده و يا کمتر .
○ کاربران منابع و چاپگرها را به اشتراک گذاشته و در اين راستا ، سرويس دهندگان خاصی وجود ندارد.
○ امنيت متمرکز مورد نظر نباشد .
○ رشد سازمان و شبکه بر اساس آناليز شده، محدود باشد .

Client Server ( سرويس دهنده - سرويس گيرنده ) . بموازات رشد شبکه و افزايش کاربران و منابع موجود ،يک شبکه نظير به نظير قادر به پاسخگوئی به حجم بالای تقاضا برای منابع اشتراکی نخواهد بود بمنظور هماهنگی با افزايش تقاضا و ارائه سرويس های مورد نياز ، شبکه ها می بايست از سرويس دهندگان اختصاصی، استفاده نمايند . يک سرويس دهنده اختصاصی، صرفا" بعنوان يک سرويس دهنده در شبکه ايفای وظيفه می نمايد (نه بعنوان يک سرويس گيرنده) . شبکه های سرويس گيرنده - سرويس دهنده ، بعنوان مدلی استاندارد برای برپاسازی شبکه مطرح شده اند . بموازات رشد شبکه ( تعداد کامپيوترها متصل شده ، فاصله فيزيکی ، ترافيک موجود) می توان تعداد سرويس دهندگان در شبکه را افزايش داد. با توزيع مناسب فعاليت های شبکه بين چندين سرويس دهنده ، کارآئی شبکه بطرز محسوسی افزايش خواهد يافت .
در بخش دوم اين مقاله ، به بررسی سيستم های عامل شبکه ای پرداخته و نحوه پياده سازی شبکه در ويندوز بررسی خواهد شد .
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

اقدامات اوليه در آسيب هاي ورزشي

 

 

استراحت در ورزشكار آسيب ديده

فايده استفاده از يخ

روش ماساژ با يخ

فوايد باندهاي فشاري

اصول برخورد با آسيب ديدگيهاي شديد

علل بروز صدمات ورزشي

روشهاي جلوگيري از صدمات ورزشي

اقدامات اوليه

 

اقدامات اولیه درمانی در آسیبهای ورزشی شامل مراحل زير است :

1- محافظت و پیشگیری از آسیب بیشتر مثلاً با استفاده از وسایل کمک ارتوپدی

2- استراحت که بسته به نوع آسیب از فرم مطلق آن تا استراحت نسبی را شامل می شود.

3- استفاده از یخ سبب کاهش درد،تورم و التهاب می شود.

4- فشار که اگر همراه با یخ استفاده شود سبب محدود شدن تورم خواهد شد.

5- بالا نگه داشتن عضو آسیب دیده نسبت به سطح قلب سبب تسهیل تخلیه وریدی از ناحیه مربوطه می شود.

6- عمل هاي محافظتي که در مواقع آسیب جزیی و بدون علامت ورزشکار استفاده میشود مثلاً استفاده از بانداژ برای پیچ خوردگی مختصر مچ پا.

استفاده از اصول فوق در چه زمان و توسط چه کسانی صورت می پذیرد؟

روش های بالا در برخورد اولیه با آسیب های حاد اسکلتی-عضلانی بکار می روند.

آشنایی با آنها برای ورزشکار،مربی،پزشک تیم و هر فرد دیگری که مسوول درمان و برخورد ابتدایی با آسیب باشد لازم است.

چه میزان استراحت کافی است؟استراحت نسبی در چه مواقعی تجویز می شود؟

طول مدت استراحت وابسته به شدتِ آسیب است.مشخص است که هر چه شدت آسیب بیشتر باشد،مدت استراحت هم بیشتر خواهد بود.وقتی یک آسیب چندان شدید نباشد،استراحت نسبی توصیه می شود.هدف از استراحت نسبی آن است که فرد ورزشکار علی رغم وجود آسیب بدون علامت باقی بماند،هر چند تا حدودی تحرک خود را حفظ کرده است.

فایده استفاده از یخ در برخورد با آسیبها چیست؟آیا گرما هم موثر واقع میشود؟

یخ سبب کاهش خونریزی،تورم،التهاب،نیازهای متابولیک ناحیه مجروح،درد و نیز اسپاسم عضلانی میشود.اما گرما به نوبه خود دارای فایده نیست و جز در مورد کاهش اسپاسم عضلانی،سبب افزایش موارد نامبرده هم خواهد شد.گاهی توصیه می شود که دوره های متناوب استفاده از گرما و یخ اعمال شود.یعنی عضو را 1 تا 2 دقیقه از یخ استفاده کنند.بر اساس شدت تورم عضو این نسبت قابل تغییر است.هر چه آسیب حادتر باشد،از مدت گرم کردن کاسته خواهد شد.

 

روش صحیح ماساژ دادن با یخ چگونه است؟باید چه مدت زمانی طول بکشد؟آیا روشهای دیگری هم برای استفاده از یخ وجود دارد؟

از نحوه تهیه یخ شروع میکنیم:در یک لیوان یکبار مصرف آب ریخته و میگذاریم یخ بزند.سپس لیوان را از وسط بریده و باقیمانده قالب یخ را برای مدت60 تا90 ثانیه بر روی منطقه ای ثابت از عضو آسیب دیده نگه میداریم تا در ناحیه مربوطه و تا 5/1 سانتی متر در اطراف محل احساس کرختی به شخص دست دهد.حال با توجه به وسعت محدوده ای که بی حس شده و به آرامی یخ را به صورت دایره وار روی پوست ماساژ میدهیم.این ماساژ در آسیبهای با وسعت متوسط،7 دقیقه و در نواحی بزرگ تا10 دقیقه طول خواهد کشید.

غوطه ور کردن عضو،در آب یخ هم موثر است.اما تحمل آن برای مصدوم سخت است به علاوه نمی توان عضو را بالاتر از سطح قلب نگاه داشت.به عنوان قانونی کلی،در طی یکساعت میتوان 20 تا30 دقیقه(حداکثر)از یخ استفاده کرد و حداقل 30 دقیقه نیز عضو را به حال خود گذاشت.مسلم است که اگر تحمل مصدوم به سرما کم باشد،باید زمان استفاده از یخ را کاهش داد.

خصوصیت باندهای فشاری چیست؟

این باندها را از دیستال عضو به پروگزیمال می پیچند،به طوری که در هر دور نصف پهنای دور قبلی را بپوشاند.فشار الاستیکی که اعمال میشود سبب کاهش تورم خواهد شد.البته بانداژ نباید آنقدر محکم انجام گیرد که در بازگشت خون وریدی به طرف قلب اختلالی ایجاد کند.در مورد باندهای الاستیک تا توان بالقوه کشش باند کافی خواهد بود.باندهای الاستیک برای آسیبهای حاد اندام تحتانی مناسب نیستند،چون قابلیت محافظت اندکی ایجاد میکنند.

اصول برخورد با ورزشکاری که شدیداً آسیب دیده و حال وخیمی دارد چیست؟

در ابتدا توجه معطوف به مجاری هوایی مصدوم خواهد بود.هر گونه انسداد یا مانعی را باید بر طرف کرد.در هنگام این بررسی ها باید مراقب آسیب ستون فقرات گردنی نیز بود.

در مرحله بعد به نحوه تنفس مصدوم دقت میشود.در صورت نیاز میتوان از تنفس مصنوعی و اکسیژن کمکی استفاده کرد تا تنفس خود بخودی و منظم برقرار شود.اینک نوبت بررسی گردش خون فرد است.نبض شریان کاروتید از لحاظ کیفیت،تعداد و ریتم لمس خواهد شد.در صورت فقدان این نبض یا نبض رادیال باید عملیات احیاء قبلی عروقی آغاز گردد.یا همان مرحله ارزیابی مختصر عصبی که سطح هوشیاری،اندازه و واکنش مردمکها به نور،حرکات چشم و پاسخ های حرکتی مصدوم را شامل میشود.به معنی مشاهده اندامها و سایر قسمتهای بدن است تا از وجود هرگونه خونریزی،شکستگی یا خون مردگی آگاه شویم.

علل اصلی ایجاد صدمات ورزشی چیست؟

عدم آمادگی بدنی،گرم نکردن بدن پیش از شروع فعالیت ورزشی،استفاده از تکنیک های نادرست و نیز ماهیت خود رشته ورزشی از جمله دلایل ایجاد آسیب های ورزشی هستند.

چگونه میتوان از بروز صدمات ورزشی جلوگیری کرد؟

ارتقا دانش و سطح معلومات مربیان و خود ورزشکاران،داشتن سطح آمادگی بدنی مطلوب و گرم کردن بدن به اندازه کافی و قبل از مبادرت به انجام فعالیت می توانند از میزان بروز آسیب های ورزشی بکاهند.

منبع :پايگاه اطلاع رساني پزشكان ايران  

با تشکر

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 



اگر از كامپيوتر خود به صورت شخصي استفاده مي كنيد و كامپيوتر شما در داخل شبكه اي نمي باشد، مي توانيد با انجام تغييرات ذيل Windows XP خود را سريعتر و مطمئن تر كنيد:
ابتدا دستور زير را انجام دهيد:
Control Panel > Administrative Tools > Services

سپس با خيالي آسوده گزينه هاي ذيل را "disable" نماييد:
Alerter
Clip book
Computer Browser
Fast User Switching
Human Interface Access Devices
Indexing Service
Messenger
Net Logon
Net meeting Remote Desktop Sharing
Remote Desktop Help Session Manager
Remote Procedure Call Locator
Remote Registry
Routing & Remote Access Server
SSDP Discovery Service
TCP/IP NetBIOS Helper
Telnet
Universal Plug and Play Device Host
Upload Manager
Windows Time
Wireless Zero Configuration
Workstation

با تشکر از سایت علی کامپیوتر

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
از دوستان ديگر كه داراي وبلاگ هستند خواهش مي كنم كه وبلاگ من را هم براي پيوند شان قرار دهند و وبلاگ من را هم تبليغ كنند
با تشكر
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1383ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

http://www.nedanews.com/ - اخبار کامپيوتر و تکنولوژي ارتباطات
http://www.persiancards.com/ - کارت تبريک هاي ريباي ايراني
http://www.hasht.com/ - کارت تبريک هاي ريباي ايراني
http://www.netiran.com/ - سايت جامع اطلاعات ايران - بانک مقالات فارسي
http://www.iranmehr.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.bozorgrah.com/ - دايرکتوري لينک هاي ايراني
http://www.lookiran.com/ - بانک سايت هاي ايراني
http://www.jostejoogar.com/ - جستجوگر وب ايراني
http://www.fax2iran.com/ -   فکس از داخل ايران به هر جاي ايران - 3 فکس رايگان در ماه
http://www.persianlearn.com/ - آموزش علوم مختلف کامپيوتر به صورت آنلاين
http://www.persianlearn.com/ - پرشين لرن - آموزش علوم مختلف کامپيوتر بصورت آنلاين
http://www.farstec.com/ - مقالات کامپيوتري و اخبار تکنولوژي روز
http://www.irananimation.com-/  آموزش نقاشي و انيميشن سازي و خبر هاي روز
http://www.sitesabz.com/ - آموزش کامپيوتر و دانلود نرم افزار
http://greenleave.netfirms.com/ - آموزش فتوشاپ - فارسي
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 دی1383ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

101

- تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

102- تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

103- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!

104- تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

105- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!

106- تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

107- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

108- وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!

109- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

110- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

111- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!

112- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

113- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

114- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

115- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

116- تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

117- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

118- اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

119- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

120- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

121- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!

122- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

123- تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!

124- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

125- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!

126- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!

127- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!

128- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!

129- از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!

130- يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!

131- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

132- تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!

133- تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!

134- تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!

135- قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!

136- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!

137- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

138- تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!

139- تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!

140- تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!

141- تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!

142- تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!

143- چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!

144- از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!

145- تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!

146- از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

147- تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

148- تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!

149- تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

150- ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 دی1383ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی |