تبليغاتX
:جک::اخبار::آهنگ new::
dosetdaram_hamishe2004@yahoo.com

 





+ نوشته شده در  یکشنبه 26 تیر1384ساعت 8:18 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

اين بار دست استكبار جهانی از آستين شركت مخابرات محله ی ما بيرون اومد و خط تلفن نازنين اينجانب به مدت ۲ و بلكه ۳ هفته بلوك بود! اين حتما" يه توطئه برای افسرده كردن و معتاد كردن هر چه بيشتر جوونهای ناز اين سرزمين از طريق محروميت از وبلاگ مورد علاقه شون ﴿!!﴾ بوده! در ضمن به آقای آصفی هم سپردم كه اين شايعه كه من به خاطر افزايش كامنتهام دير آپديت می كنم رو تكذيب كنه!

اين متن جالب در مورد آقايون رو يه دوست عزيزم برام فرستاده و گفتم خوبه اينجا بذارمش تا بعضی از دلها خنک بشه!

می دونين سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يه مرد چيه؟
- پاره كردن سينه ش با يه كارد آشپزخونه!

مردها مثل « مخلوط كن » هستن...
توی هر خونه يكی از اونا هست ، ولی نمی دونين به چه درد می خوره!

مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستن...
يه كلمه از چيزايی كه ميگن رو نميشه باور كرد!

مردها مثل « كامپيوتر » هستن...
كاربری شون سخته و هرگز حافظه ای قوی ندارن!

مردها مثل « سيمان » هستن...
وقتی يه جايی پهنشون ميكنی بايد با كلنگ اونو از جا بكنی!

مردها مثل « تعطيلات » هستن...
هيچوقت به اندازه ی كافی بلند به نظر نميان!

چرا مردها دوست دارن با خانومايی آشنا بشن كه قصد ازدواج با اونا رو ندارن؟
- شما بگين چرا سگها دنبال ماشينهايی واق واق می كنن كه قصد رانندگی اونا رو ندارن؟!

مردها مثل « طالع بينی مجلات » هستن...
هميشه بهتون ميگن كه چيكار بكنين و معمولا" هم اشتباه ميگن!

مردها مثل « جای پارك » هستن...
خوب هاشون قبلا" اشغال شده و اونايی كه باقی موندن يا كوچيك هستن يا جلوی در منزل مردم!

مردها مثل « پاپ كورن » هستن...
بامزه هستن ولی جای غذا رو نمی گيرن!

مردها مثل « باران بهاری » هستن...
هيچوقت نمی دونين كی مياد ، چقدر ادامه داره و كی قطع ميشه!

مردها مثل « نوزاد » هستن...
توی اولين نگاه شيرين و با مزه هستن ، اما خيلی زود از تميز كردن و مراقبت از اونا خسته ميشين!

مردها مثل « ماشين چمن زنی » هستن...
به سختی روشن ميشن و راه ميفتن ، موقع كار كردن حسابی سر و صدا راه ميندازن ، و نيمی از اوقات هم اصلا" كار نمی كنن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
می دونين فرق خانمها با «آهن ربا» چيه؟
آهن ربا حداقل يه روی مثبت داره!

خانمها مثل «راديو» هستن ...
هر چی می خوان ميگن... ولی هر چی بگی نمی شنون!

خانمها مثل «چسب دو قلو» هستن ...
اگه دستشون با گوشی تلفن مخلوط شد ، ديگه بايد سيم تلفن رو بريد!

خانمها مثل «رعد و برق» هستن ...
اول برق چشماشون می رسه ، بعد رعد صداشون!

خانمها مثل «ليمو شيرين» هستن ...
اول شيرين هستن ولی بعد تلخ ميشن!

خانمها مثل «گچ» هستن ...
اگه چند دقيقه مدارا كنين چنان سفت و سخت ميشن كه ديگه هيچ شكل و حالتی نمی گيرن!

خانمها مثل «كنتور برق» هستن ...
هر چند سال يكبار عدد سنشون صفر ميشه!

چرا خانمها نمی تونن «نقشه ها» رو درست بخونن؟
چون فقط ذهن مرد می تونه تجسم و درك كنه كه يك كيلومتر با يك سانتی متر نشون داده شده!

خانمها مثل «اينترنت» هستن ...
از هر موضوعی يه فايل اطلاعاتی دارن!

خانمها مثل «فلزياب» هستن ...
از نزديك طلا فروشی كه رد ميشن عكس العمل نشون ميدن!

خانمها مثل «موبايل» هستن ...
هر موقع كار مهمی پيش مياد در دسترس نيستن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

مطلب جالبی كه طبق معمول ايام اخير ، با چاپار برقی حواله ء صندوق برقيم شده رو براتون می تايپم...

فرهنگ مدرن لغات:

توجه ﴿مهم!﴾: و اينك فرهنگ مدرن لغات ، جهت رفاه حال خوانندگان عزيز ديب دمينی برای اولين بار در ايران به ترتيب حروف الفبای فارسی ﴿به قصد كوری چشم استكبار جهانی!﴾ ارائه شده است! باشد كه اين حركت ، گامی بلند باشد به سوی دستيابی به قله های رفيع خودكفايی و دموكراسی!...

آدامس : تنها چيزی كه توی دهان خانم ها بند می شود!
آدم خوار: انساندوست افراطی!
آدم مغرور: كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد: يه وجب بلند تر بزن!
احمق: كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد!
ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد!
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند!
الكل : مايع گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را!
اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند!
ايده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتی كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند!
بز بيار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد!
بوسه : تصادفی كه فقط يك سيلی به آدم ضرر می زند!
بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند ، دختر ها دنبال شوهر!
چشم : عضوی كه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند!
خسيس : كسی كه وقتی خانه اش آتش می گيرد برای اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود!
خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت!
دست : عضوی كه در سينما نزد صاحبش بند نمی شود!
دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود!
رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است!
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف!
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!
سو ء ظن : سعی در دانستن چيزی كه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست!
سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند! 
عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد!
سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود!
سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود!
ماچ : بوسه ای كه هنوز رنگ آرتيستی نگرفته!
مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خودش نمی داند!
معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود!
موش : خانم هايی كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون می زنند!
هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش بخرد!

...

نكته: اگه بعضی جاها ترتيب حروف الفبا رعايت نشده بود به خاطر جلوگيری از گيرهای سه پيچ لوس هايی بود كه توی مطالب قبليم زياد وصفشون رو شنيدين! من بيگناهم!

--------------------------------------------------------

يه آمار افشاگرانه ء تفكر برانگيز جالب:

كل جمعيت جهان: ۵/۶ ميليارد نفر ... كل مسلمانان جهان: ۲ ميليارد نفر ... كل جمعيت سيگاری های جهان: ۱۵/۱ ميليارد نفر ... كل مسلمانان سيگاری جهان: ۴۰۰ ميليون نفر ... بزرگترين توزيع كننده ء سيگار جهان: Philip Morris ... درصد سهم اسرائيل از اين توزيع: ۱۲% ... كل مبلغ پرداختی مسلمانان جهان به Ph. Morris بابت سيگار: ۸۰۰ ميليون دلار در روز ... بنابراين مسلمانان سيگاری جهان روزی ۹۶ ميليون دلار پول توی جيب اسرائيل می ريزند ... برای همينه كه هی ميگن مرگ بر اسرائيل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

چرا مردها دروغ ميگن؟ (البته اشتباه نشه... همه ميدونن كه مردها هيچوقت ابدا" و اصلا" حتی اگه سرشون بره دروغ نميگن!!!...  ولی برای دلخوشی نگارندهء مونث اين متن ، منم اينطوری می نويسم.)

در ضمن اين داستان رو همه تون توی دوران بچگی تون شونصد بار توی تلويزيون ديدين!

يه روز يه هيزم شكن وقتی توی جنگل داشت شاخهء يه درخت رو قطع می كرد ، تبرش از دستش در رفت و افناد توی درياچهء كنارش... وقتی مرد داشت گريه می كرد ، فرشته ظاهر شد و پرسيد: "چرا داری گريه می كنی؟"... مرد گفت كه تبرش افتاده توی آب... فرشته رفت زير آب و بعد با يه تبر طلا ظاهر شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"...

فرشته دوباره رفت زير آب و اين دفعه با يه تبر نقره ظاهر شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... بازم فرشته رفت و اين بار با يه تبر آهنی برگشت و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه"...  فرشته از راستگويی مرد خيلی خوشش اومد و هر سه تا تبر رو داد به مرد و مرد خوشحال برگشت خونه...

يه روز وقتی مرد هيزم شكن و زنش داشتند كنار اون درياچه راه می رفتند ، زن هيزم شكن افتاد توی آب!... مرد زد زير گريه و فرشته ظاهر شد... فرشته پرسيد: "چرا داری گريه می كنی؟"... مرد گفت: "اوه فرشتهء مهربون! زنم افتاده توی آب!"...

فرشته رفت زير آب و بعد همراه با جنيفر لوپز ظاهر شد!...  فرشته پرسيد: "اين زن توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه!"...  فرشته برزخی شد و داد زد: "ای حقه باز! اين حقيقت نداره!"...  مرد جواب داد: "اوه منو ببخش فرشتهء من! يه سوء تفاهم پيش اومده... ببين ، اگه من در مورد جنيفر لوپز می گفتم نه ، تو دوباره می رفتی و با كاترين زتا جونز بر می گشتی!... بعد من بازم می گفتم نه ، و تو باز می رفتی و اين دفعه زنم رو می آوردی... و وقتی من می گفتم آره خودشه ، تو هر سه تا رو می دادی به من!... ولی من مرد بدبختی هستم و از پس خرج و مخارج سه تا زن بر نميام و نمی تونم از هر سه تا مراقبت كنم... همين يكی هم واسهء هفت پشتم بسه! "...

فرشته هم انقدر از اين منطق و استدلال خوشش اومد كه جنيفر رو دوباره انداخت توی آب و خودش رفت ساليان دراز با مرد زندگی كرد!!!...

از اين داستان نتيجه می گيريم كه هر وقت يه مرد دروغ گفت ، حتما" به خاطر يه علت كارآمد و شرافتمندانه بوده

-----------------------------------------------

بهونه های پسرها:

تو برای من مثل خواهر می مونی! ... يعنی خيلی زشتی!
فاصلهء سنيمون يه كمی زياده! ... يعنی خيلی زشتی!
من به تو علاقه به اون صورت ندارم! ... يعنی خيلی زشتی!
من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم! ... يعنی خيلی زشتی!
من بازم دوست دختر دارم! ... يعنی خيلی زشتی!
تقصير تو نيست ، تقصير منه! ... يعنی خيلی زشتی!
من الان توجهم به كارمه! ... يعنی خيلی زشتی!
من تصميم گرفتم مجرد بمونم! ... يعنی خيلی زشتی!
بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم! ... يعنی خيلی زشتی!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوه ......

اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوهء يه انگليسی ، فنجون رو پرت می كنه توی خيابون و از كافه تريا ميره بيرون!

آمريكايی هه ، مگس رو از توی قهوه بيرون مياره و قهوه رو می خوره!

چينی هه ، مگس رو می خوره و قهوه رو احتمالا" دور می ريزه!

اسرائيلی هه ، مگس رو می فروشه به چينی هه و قهوه رو می فروشه به آمريكايی هه!... بعد توی تلويزيون ظاهر ميشه و دست به گريه و زاری ميذاره كه جونش تهديد شده و در خطره!... بعد اين كار رو ميندازه گردن فلسطينی ها و محكومشون می كنه!... بعد سوريه و حزب الله رو متهم می كنه كه از سلاحهای بيولوژيكی استفاده می كنن!... بعد اين قضيه رو يه عمل ضد يهودی و يه نوع گسترش مجدد قتل عام هيتلری عنوان می كنه!... بعد ياسر عرفات رو متهم می كنه كه مگس توی قهوه ش انداخته!... بعد هر چی از كرانهء باختری و نوار غزه مونده رو اشغال می كنه و محصولات مزارع رو از بين می بره و آبرسانی و كمك رسانی به مردم رو قطع می كنه و به هر فلسطينی ای كه توی خيابون راه بره تيراندازی می كنه!... بعد يه كمك نظامی فوری از آمريكا می خواد!... بعد درخواست يه وام يك بيليون دلاری پرداختی طی 100 سال برای خريدن يه فنجون قهوهء ديگه می كنه!... بعد قهوه چی رو مجبور می كنه كه برای جبران اين قضيه اجازه بده تا آخر قرن جاری توی قهوه خونه ش قهوهء مجانی بخوره!

ايرانی هه ، بلند ميشه قهوه رو می پاشه توی صورت قهوه چی و يقه ش رو می گيره و ميفتن به كتك كاری!... بعد بقيهء مشتريهای پاكار هم هيجانی ميشن و يه دعوای حسابی راه ميفته و قهوه چی هم به ضرب چاقو كشته ميشه!... بعد پليس 110 مياد يه عده رو ميبره!... بعد بچهء قهوه چی دچار ناهنجاری اجتماعی ميشه و در آينده مملكت رو هر چه بيشتر به عقب می كشونه!... بعد متهم ها مخفيانه به زندان اوين منتقل ميشن و تا چند سال سرنوشتشون مجهول باقی می مونه!... بعد يه خبرنگار ميره تحقيق كنه و می گيرندش و با لنگه كفش مخشو صاف می كنن!... بعد توجه جهان جلب ميشه و حكم اعدام مشتری مگس خورده از طرف اتحاديهء اروپا و آمريكا مورد اعتراض واقع ميشه!... بعد متصديان حقوق بشر و سازمان ملل به اينور مرز سرازير ميشن!... بعد مشتری مگس خوردهء ما يه قهرمان ملی ميشه و احزاب داخلی ميفتن به جون همديگه!... بعد از چند سال قضيه فراموش ميشه و مردم كماكان به زندگی عاديشون ادامه ميدن!... بعد بچهء قهوه چی كار باباشو ادامه ميده و از روی عقدهء سالهای بچگی ، توی قهوه های مردم مگس و پشه و سوسك و سنجاقك و .... ميندازه!... بعد يه نفر بلند ميشه يقه ش رو می گيره و ................ و عقب موندگی مملكت تا قرن ها ادامه پيدا می كنه

-------------------------------------------------

مرد جوون: ببخشين آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده؟
پيرمرد: معلومه كه نه!
جوون: ولی چرا؟! مثلا" اگه ساعت رو به من بگی چی از دست ميدی؟!
پيرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم!
جوون: ميشه بگی چطور همچين چيزی ممكنه؟!
پيرمرد: ببين... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی!
جوون: كاملا" امكانش هست!
پيرمرد: ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی!
جوون: كاملا" امكان داره!
پيرمرد: يه روز ممكنه تو بيای به خونهء من و بگی كه فقط داشتی از اينجا رد ميشدی و اومدی كه يه سر به من بزنی! بعد من ممكنه از روی تعارف تو رو به يه فنجون چايی دعوت كنم! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم برای خوردن چايی بيای خونهء من و بپرسی كه اين چايی رو كی درست كرده؟!
جوون: ممكنه!
پيرمرد: بعد من بهت ميگم كه اين چايی رو دخترم درست كرده! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی كنم و تو هم دختر من رو می پسندی!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد تو سعی می كنی كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كنی! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كنی و با همديگه بيرون بريد!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من ميشی و بهش پيشنهاد ازدواج می كنی!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون برای من تعريف می كنين و از من اجازه برای ازدواج ميخواين!
مرد جوون در حال لبخند: اوه بله!
پيرمرد با عصبانيت: مردك ابله! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكی مثل تو كه حتی يه ساعت مچی هم از خودش نداره در نميارم!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

پسر اولی: پسر بازم امسال خل نشی و يه شبه كل حقوق يه ماهت رو براش خرج كنی‌ها!!! از من ياد بگير! هر سال يه هفته قبل از ولنتاين باهاش قهر ميكنم كه خرج رو دستم نيفته! دو روز بعد از ولنتاين هم دوباره بهش زنگ ميزنم و باهاش آشتی ميكنم!!!
پسر دومی: آخه نميشه كه مهدی جون! حداقل يه دسته گل بايد براش بخرم و شام ببرمش بيرون! اگه امسال گردنبند براش نخرم كه تا دو سال باهام حرف نميزنه! گردنبند بدون گوشواره هم كه خوبيت نداره!

.....

دختر اولی: ای بخشكی شانس!! ولنتاين رسيد و من هنوز هيچكی رو پيدا نكردم كه خرش كنم تا برام كادو بخره!! امسال خوردم به پيسی!!
دختر دومی: نگران نباش بابا! ماشالا خر زياده! از من ياد بگير! هر سال دو تا دو تا كادو ميگيرم!! بهت قول ميدم يه خورده زرنگ بازی در بياری تو هم امسال مثل من دو تا كادو ميگيری!

.....

شاگرد رستوران: اوسا؟ اين غذاهايی كه اضافه مونده رو چيكار كنيم؟
صاحب رستوران: بذار تو يخچال دو سه روز ديگه كه ولنتاين ميشه اينجا شلوغ ميشه استفاده ميكنيم!

.....

شاگرد گلفروش: آقای گلزاری؟ اين گلها داره پلاسيده ميشه! ‌بريزمشون دور؟
گلفروش: چی چی بريزيشون دور؟؟! همين ها رو يكی دو روز ديگه که ولنتاين رسيد مردم تو صف واميستن كه دو سه برابر قيمت بخرند!!

.....

سرباز اولی: حسينی؟ جناب سروان بهت مرخصی داد بالاخره؟
سرباز دومی: نه! هرچی بشش التماس كِــردُم كه بايد برُم شهرستون عروسی خالومون، تو جلدش نرفت كه نرفت! گفت كه بايد بمونی اين هفته سرمون شلوغه! بايد عشاق رو بگيريم بندازيم توی مينی بوس!

.....

طلافروش اولی: آقای جواهريان؟ به نظر شما اين همه جنس بنجل توی انبار داريم چيكارشون كنيم؟
طلافروش دومی: كاری نداره كه عزيز من! همه رو بيار بزار تو ويترين... بهت قول ميدم اين دو سه روز آبشون ميكنی!!

.....

دو روز بعد از ولنتاين:


شاگرد گلفروش: آقای گلزاری! راست ميگفتی ها!
شاگرد رستوران: اوسا! شما راست ميگفتين ها!
طلافروش اولی: آقای جواهريان! راست ميگفتی ها!
سرباز اولی: جناب سروان راست ميگفت ها!

پسر دومی: مهدی‌جون راست ميگفتی ها! عجب خريتی كردم!

دختر دومی: ديدی راست ميگفتم! خر زياده!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

 

 

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

!چه فكر خوبي
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

!زنم منو درك نميكنه
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

.من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

.دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

!كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

! چه جالب
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

!!عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

!اين واقعا" فيلم خوبيه
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

!!اين يه كار زنونه است
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

!تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته

!!من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

!!دلم برات تنگ شده
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و

!!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند



+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

 

 

 

 

اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه

اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه

اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه

اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه

اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه

اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست

اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار

اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره

اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت

اگه گار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره

اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده

اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست

اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين

اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين

اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا

اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره



 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

 

شش سال اوّل زندگی:

گريه نكن

شيطونی نكن
دست تو دماغت نكن
تو شلوارت پی‌پی نكن
مامانت رو اذیت نكن
روی ديوار نقاشی نكن
انگشتت رو تو پريز برق نكن
دمپايی بابا رو پات نكن
به خورشيد نگاه نكن
شبها تو جات جيش نكن
تو كمد مامان فضولی نكن
با اون پسر بی‌تربيته بازی نكن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نكن
زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نكن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نكن

۲- دوره ی دبستان:

موقع رفتن به مدرسه دير نكن
پات رو تو جاميزی نكن
ورقهای دفترت رو پاره نكن
مدادت رو تو دهنت نكن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نكن
تخته پاك‌كن رو خيس نكن
حياط مدرسه رو كثيف نكن
با دخترها شمسی خانوم «دكتربازی» نكن
دست تو كيف بغل دستيت نكن
تخته‌سياه رو خط‌خطی نكن
گچ رو پرت نكن
تو راهرو سر و صدا نكن
تو كلاس پچ‌پچ نكن
• ATARI
بازی نكن

۳- دوره ی راهنمايی:

ترقه بازی نكن
• SEGA
بازی نكن
جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نكن
موقع برگشتن از مدرسه دير نكن
تو كوچه فوتبال بازی نكن
دست تو جيب بابات نكن
با مامانت كل‌كل نكن
تو كلاس صحبت نكن
بعد از ظهر سر و صدا نكن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نكن
اتاقت رو شلوغ نكن
روی ميز بابات كتابهات رو ولو نكن
عكس لختی تماشا نكن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نكن
جر و بحث نكن

۴- دوره ی دبيرستان:

با كامپيوتر بازی نكن
تو حموم معطل نكن
تقلب نكن
با دوستات موتورسواری نكن
عصرها دير نكن
با دختر شمسی خانوم صحبت نكن
با بابات دعوا نكن
تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن
تو خيابون دنبال دخترها نكن
مردم‌آزاری نكن
نصف شب سر و صدا نكن
فيلم سوپر نگاه نكن
وقتت رو با مجله تلف نكن
چشم‌چرونی نكن

۵- دوره ی دانشگاه:

رشته‌ای رو كه دوست داری انتخاب نكن
• ۲۴
ساعته چت نكن
سر كلاس درس غيبت نكن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه رد و بدل نكن
خيابون‌ها رو متر نكن
تو سياست دخالت نكن
با دخترهای مردم هر كاری دلت خواست نكن
شب برای شام دير نكن
با مأمور پليس كل‌كل نكن
چراغ قرمز رو عشقی رد نكن
موبايلت رو Reject نكن
حذف پزشكی نكن
آستين كوتاه تنت نكن
همه رو دودره نكن

۶- دوره ی سربازی:

موهات رو بلند نكن
روت رو زياد نكن
از اوامر سرپيچی نكن
فرار نكن
با اسلحه شوخی نكن
غيبت نكن
به آينده فكر نكن
درگيری ايجاد نكن
به فرمانده بی‌احترامی نكن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فكر نكن
با رئيس عقيدتی جر و بحث نكن
اعتراض نكن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نكن
از تلف شدن وقتت ناله نكن
از آشپزخونه دزدی نكن

۷- دوره ی شوهر بودن:

با زنت شوخی نكن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نكن
به زنت خيانت نكن
با دوستانت الواتی نكن
تو Orkut خودت رو Single معرفی نكن
به زنهای ديگه نگاه نكن
موبايلت رو قايم نكن
از عكسهای قبل از ازدواجت نگهداری نكن
پولت رو خرج دوستات نكن
رفتار دوران مجردی رو تكرار نكن
غير از زندگی مشترك به هيچ چيز فكر نكن
ريسك نكن
بدون اجازهء زنت هيچ كاری نكن

۸- دوره ی پدر بودن:

بچه رو تنبيه نكن
به بچه بی‌توجهی نكن
بچه‌ت رو با بچه‌های ديگه مقايسه نكن
به بچه توهين نكن
بچه رو از بازی منع نكن
بچه‌ت رو به كتك زدن بچهء دختر شمسی خانوم تشويق نكن
با بچه كل‌كل نكن
بچه رو محدود نكن
بچه رو از جنس مخالف دور نكن
به مادر بچه بی‌توجهی نكن
بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن
آزادی بچه رو محدود نكن
به حلال‌زاده بودن بچه شك نكن
از خواستهای بچه چشم‌پوشی نكن

۹- دوره ی پيری:

برای بچه‌هات مزاحمت ايجاد نكن
نوه‌هات رو لوس نكن
با پيرزن‌های ديگه معاشرت نكن
به خاطراتت فكر نكن
پولت رو خرج نكن
هوس جوونی نكن
غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن
با زنت بی‌وفايی نكن
از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتی نكن
لباس شاد تنت نكن
به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجه نكن
تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن
از گذشته ناله نكن
به هر كی رسيدی، نصيحت نكن
به آينده فكر نكن

۱۰- دوره ی پس از مرگ !

حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاری دلت می‌خواد بكن...
• ...
بكن

• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
بكن
• ...
ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم كاری نكن!!



 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
 
 

ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند
مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :

گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .
اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .
سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می کنند .
سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !
سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !
سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .
برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .
روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !
وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمیکنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .
معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .
مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.



 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
در پي انتشار گزارشي در خصوص استفاده از برخي اتاق‌هاي چت سايت بزرگ ياهو در زمينه‌هاي غير اخلاقي و مستهجن، اين سايت در حدود صدها اتاق چت را در شبكه‌ي خود مسدود كرده است.
به گزارش سرويس بين‌الملل ايسنا، برخي شركت‌هاي تبليغاتي از جمله پپسي، استيت فارم اينشورنس و جورجيا پاسيفيك كورپ، پس از اطلاع از اينكه افراد بزرگسال از طريق اتاق‌ها چت ياهو كودكان را براي مراجعه به موضوعات غير اخلاقي و جنسي تشويق مي‌كنند، ارائه تبليغات و آگهي‌هاي خود را بر روي اين سايت متوقف كردند.
مدت زمان اين قبيل سوء استفاده‌ها از اين سايت مشخص نيست. سخنگوي اين سايت در اين باره گفت: ما كاربران را ترغيب مي‌كنيم كه به محض مشاهده‌ي هر گونه موضوعي بر خلاف مفاد اين سرويس آن را به ما گزارش دهند.
www.isfahan4u.com


+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
زن تركه پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچه‌هاش يه رنگي دراومده بودن! تركه ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!!


يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه


تركه ميشه رئيس فدراسيون شطرنج، دو تا قانون جديد ميذاره:
1ـ اسب نمي‌تونه فيل رو بزنه
2ـ خر هم بازي


روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!


يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!

 

رشتیه زنش حامله میشه پول سزارینش میره بالا نامه می نویسه به همه همسایه ها میگه همه دنگ خودتون رو بدین

 

رشتیه زنش حامله نمیشده محلش رو عوض می کنه

 

رشتیه زنش حامله نمیشده از خونه می اندازش بیرون میگه تا حامله نشدی خونه راهت نمیدم

 

یک روز یک به مرغه میگن به جون بچت قسم بخور میگه به تخمم

 

برای امروز بسه میدونم الان از خنده دستشویی تون گرفته زودی برین دستشویی تا شلوارتون...

اگه جسارتی کردم به شما و هم وطنان ترک و رشتی پوزش می طلبم و این جوک ها فقط برای شادی هموطنان غمگینمان بود. 

و در آخر اینکه اگه میشه نظر بدین مارو دلگرم بکنید خداحافظ تا فاصله ای بین امتحان بعدی.

 


 


معرفي به دوستان

+ نوشته شده در  جمعه 10 تیر1384ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

 

عجب عسکیه!

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 تیر1384ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 

کیفیت ۶۴ Wma

بیست

اون با من

فدای سرت

منو ببخش (Recite)

منو ببخش

اگه عشق من تو نیستی

من تو رو میخوام

اونی که میخواستم

با تشکر از شما (Recite)

با تشکر از شما

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1384ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 [ April 05, 2005 ]

سه شنبه 16 فروردين 1384 - هموطن سلام

شخصی در خواب دید که تخم مرغ‌های فراوانی را با پوست مشغول خوردن است. از معبر تعبیر جویا شد.


گفت تعبیر خواب تو این است که به زودی دولت فراوانی نصیبت خواهد شد زیرا زرده تخم مرغ علامت پول طلا و سفیده آن پول سفید و پوست تخم مرغ که می‌خوردی علامت اسکناس است.
از قضا پس از چندی همان قسم که معبر تعبیر کرده و تفال زده بود دولت سرشاری عاید آن شخص شد. معبر را خواسته و یک کیسه پول سفید به وی عطا نمود.
معبر گفت آیا از بابت زرده و پوست چیزی مرحمت نخواهد شد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
[ June 16, 2005 ]

منبع : www.khalvat.com
با تشکر از : آزي

دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:33 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 [ June 16, 2005 ]

منبع : www.khalvat.com
با تشکر از : آزي


با ديدن اين نمودار به اين نتيجه مي رسيم که اگر به خانم ها ماموريتي داده شود که به

 فروشگاه گپ براي خريد يک شلوار بروند مدت زمان سه ساعت و 26 دقيقه به طول خواهد

 انجاميد و هزينه 876 دلار در بر خواهد داشت در صورتي که براي آقايون مدت زمان 6 دقيقه

 و هزينه 33 دلار در بر خواهد داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:33 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
[ April 27, 2005 ]

اول بگم که 37 تا راه هست يکيشو خودم کشف کردم اونم وارد کردن ايميل اشتباه واسه عضويت تو خبرنامه هست ( البته اونايي که عمدا اشتباه مينويسن ، با عرض پوزش از کساني که به عمد نيست اين کارشون)

۳۶ راه حالگيری: ﴿مژده ، مژده!!! نه ببخشين منظورم اينه كه توجه ، توجه! خوندن اين مطلب برای اشخاص زير ۱۸ سال منع قانونی و شرعی و اخلاقی و ادبی و سياسی و اقتصادی و ... خلاصه ممنوعه! ولی اگه هم كسی خواست بخونه و زبونم لال ﴿نچ نچ نچ﴾ زير ۱۸ سالشه ، هيچ اشكالی نداره! من راضيم!﴾

راه ۱: روزهای تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش برای افرادی كه غير از ساديسم ، رگه هايی از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!﴾

راه ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارين تا جلويی ها زودتر راه بيفتن!

راه ۳: وقتی می خواين برين دست به آب ، با صدای بلند به اطلاع همه برسونين!

راه ۴: وقتی از كسی آدرسی رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!

راه ۵: كرايه تاكسی رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاری پرداخت كنين!

راه ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!

راه ۷: جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!

راه ۸: توی اتوبان و جاده روی لاين منتهی اليه سمت چپ با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت حركت كنين!

راه ۹: وقتی عده زيادی مشغول تماشای تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!

راه ۱۰: از بستنی فروشی بخواين كه اسم ۵۴ نوع از بستنيها رو براتون بگه!

راه ۱۱: در يك جمع ، سوپ يا چايی رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!

راه ۱۲: به كسی كه دندون مصنوعی داره بلال تعارف كنين!

راه ۱۳: وقتی از آسانسور پياده ميشين دكمه های تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!

راه ۱۴: وقتی با بچه ها بازی فكری می كنين سعی كنين از اونها ببرين!

راه ۱۵: موقع ناهار توی يك جمع ، جزئيات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!

راه ۱۶: ايده های ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين!

راه ۱۷: بوتيك چی رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!

راه ۱۸: شمعهای كيك تولد ديگران رو فوت كنين!

راه ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!

راه ۲۰: وقتی كسی لباس تازه می خره بهش بگين خيلی گرون خريده و سرش كلاه رفته!

راه ۲۱: صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!

راه ۲۲: روی ماشينتون بوقهای شيپوری نصب كنين!

راه ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از يه مدت طولانی می بينين بگين چقدر پير شده!

راه ۲۴: وقتی كسی در يك جمع جوك تعريف می كنه بلافاصله بگين خيلی قديمی بود!

راه ۲۵: چاقی و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوری كنين!

راه ۲۶: بادكنك بچه ها رو بتركونين!

راه ۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين!

راه ۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو كوتاه می كنه بهش بگين كه موی بلند بيشتر بهش مياد!

راه ۲۹: بچه جيغ جيغوی خودتون رو به سينما ببرين!

راه ۳۰: كليد آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشين جا بذارين و وقتی به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايی از مازوخيسم در بر داره!﴾

راه ۳۱: ايميل های فورواردی دوستتون رو هميشه برای خودش فوروارد كنين!

راه ۳۲: توی كنسرتهای موسيقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنين!

راه ۳۳: هر جايی كه می تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توی دستكش دوستتون بهتره!﴾

راه ۳۴: حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توی قنددون بذارين!

راه ۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنين!

راه ۳۶: دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنين!

راه ۳۷: عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنين!

راه ۳۸: پيچهای كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين!

راه ۳۹: با يه پيتزا فروشی تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشی روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!

راه ۴۰: شيشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض كنين!

راه ۴۱: موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارين!

راه ۴۲: توی ظرفهای آجيل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارين!

راه ۴۳: شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!

راه ۴۴: توی روزهای بارونی با ماشينتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشين!

راه ۴۵: توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!

راه ۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شيرهای آب توالت هتل ها رو عوض كنين!

راه ۴۷: يكی از پايه های صندلی معلم يا استادتون رو لق كنين!

راه ۴۸: توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چی شعر بلده بخونه!

راه ۴۹: چراغ توالتی كه مشتری داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!

راه ۵۰: ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطی پاتی بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين


+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:29 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
[ June 16, 2005 ]

منبع : www.khalvat.com
با تشکر از : آزي

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره
...

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 

اي به خشکي شانس!!



+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
[ June 16, 2005 ]

منبع : www.khalvat.com
با تشکر از : آزي
خانمي که خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ايل و تبار واتو واتو هاي اصيل باشه دست به اين کارا مي زنه
سعي مي کنه ديدن شما لطمه اي به بقيه کاراش نزنه تا اونجايي که ممکنه به خاطر شما به دليل غيبت سر کلاساش يه درسش حذف بشه
اگه باهاش شوخي هاي بد بد و خودموني کنين همچين ضايعتون مي کنه اما دو دقيقه بعد خودش يه شوخي بدتر مي کنه و شما رو دچار سردرگمي مي کنه و گيجتون مي کنه
قشنگ ترين حرفي که ممکنه به شما بزنه اينه " مگه خودت خوار و مادر نداري؟
يه چيزي رو واسه شما خريده و بدون اينکه بهتون بگه اونو نشونتون مي ده و نظرتونو مي پرسه اگه خوشتون بياد مگه واسه بابام خريدم اما خوب ماله تو
تو فرهنگ لغت اين دختر يادگاري وجود نداره . اما شما مي تونيد اين کلمه رو به اين فرهنگ غني اضافه کنيد و در اصل اين يه فرصت طلايي واسه شماست
سعي مي کنه با کارايي که مي کنه صداي شما رو دربياره و اگه اين قدر احمق باشيد که اعتراض کنيد با چشماني معصوم پر از اشک (که يه برق شيطوني توشه) و لباي آويزون با گردني کج ازتون مي خواد که اونو همين طور که هست قبول کنيد

سعي مي کنه کمکتون کنه تا دوست دختراي جديدي پيدا کنيد که اگه تو اين دام بيفتيد هم اون و همه دختراي اطرافتون ، همه رو از دست دادين.(بچه ها مواظب باشين
در جمع دوستان شما رو "عزيزم" خطاب مي کنه و مثل يه مامان مواظب شماست که نکنه يه وقت يه چيزي بخواين اما تو خلوت خودتون به شما مي گه "اوي خره
هيچ وقت حتي اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از کس ديگه نمي گيره مگر اينکه کاري جدا از دوستيتون با شما داشته باشه که در اون صورت حتي اگه زير سنگي که زير پاي يه فيل هستش قايم شده باشين مياد فيل رو فراري ميده و سنگ رو بر مي داره و بيرونت مياره و گوشت رو مي کشه
اگه يه وقت مسئله اي پيش بياد اصلا اين زحمت رو به خودش نمي ده که خودشو قاطي کنه يا واسه شما حرص بخوره يا از شما دفاع کنه اما تو خلوت خودش روزي چهار تا ديازپام مي خوره
اگه يه وقتي از دست شما ناراحت بشه به روتون نمياره و جوري رفتار مي کنه که انگار نه انگار.اما واي به حالتون اگه يه روزي اين آتشفشان فروان کنه. (انا لله و انا عليه راجعون
هر وقت بهش احتياج داشته باشي کمکت مي کنه فجيع همه جوره .چون ديگه در اين مورد نمي تونه جلوي خودشو بگيره. (بابا ناسلامتي عاشقه ها
يکسري جملات و کلمات جدي به شما مي گويد ، مثلاً "اي کاش يکي پيدا مي شد من عاشقش بشم". اگه باهوش باشين مي فهميد اين موقع بايد چي کار کنيد
اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه که با شما صحبت کنه و واسه اين کارش هزار تا بهونه و دليل محکم پيدا مي کنه
توي صورتت خيره مي شه اما يهو ميگه چرا ابروهاتو ور مي داري؟ خيلي ضايع تابلوه! يا چرا موهات رو اين قدر کوتاه کردي؟
وقتي با هم با دوستانتون هستيد ، شاد و شنگول هستش ، مي خنده و سعي مي کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه. اما اگه تو يه مکان خلوت باشيد اگه از ديوار صدا در اومد از اونم صدا مي شنويد
اگرامکانش باشه تا سر کلاس يا دم در خونه تو را تعقيب مي کنه بدون اينکه متوجه بشين
اگه با هم هستين، احساس راحتي ميکني و دلت مي خواد بپري يه ماچ گنده و آبدار از لپاش بگيري. (اوووي چايي نخورده زود پسرخاله مي شي ها
خيلي راحت دست تو رو ميگيره و راحتم ول مي کنه اما سعي نکن دست اون به زور تو دستات نگه داري که فکر مي کنه داره زندونيه تو مي شه و تو حکم يه زندون بان رو واسش پيدا مي کني
برات نامه ميده يا ايميل مي فرسته و از کاراي ضايع که انجام داده يه داستان طنز برات مي نويسه تا تورو بخندونه. تمام اين کارا رو به اين دليل انجام مي ده که خودشو بهتر به تو بشناسونه
اگر ازش بخواي که يک جايي برويد که او معمولاً نمي ره ، يا ارش بخواي کاري انجام بده که معمولاً انجام نمي ده سرتون حسابي منت مي زاره اما تو دلش با دمش گردو مي شکنه. ( تو جون بخواه کيه که بده
هيچ وقت و هرگز (تاکيد مي کنم) از کسي راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمي پرسه
هيچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ريسمون نبافين که ازش بپرسين شما رو دوست داره يا نه؟ يا دوستاتونو بفرستين جلو.هرگز. بهتر اين کارو تو يه جاي خلوت و بدون هيچ مقدمه اي ازش بپرسين البته ممکنه سک سکش بگيره.اما اگه همچين چيزي باشه فوراً و با پرويي تمام مي گه که عاشق شما شده خيلي خفن. البته اين کارم بهتره بعد از چند ماه يا حتي يک سال بعد از آشنايتون انجام بدين.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارين
و در آخر ، يک مرتبه حس مي کني که تازگي ها خيلي به شما بي محلي مي کنه و سعي مي کنه ازتون دوري کنه ولي شما دلت بيشتر براش تنگ مي شه.در اين صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتاديد. مبارکه. شيريني ما يادتون نره

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 


Date added: 6/20/2005
Genre: .
Category: Persian
By Sarzamin.Org
Nedstat Basic - Free web site statistics

01 - Biganeh [24Kps] [128Kps]
02 - Aarezu [24Kps] [128Kps]
03 - Maebood [24Kps] [128Kps]
04 - Vaadi Eshgh [24Kps] [128Kps]
05 - Shabhaaye Khat Khati [24Kps] [128Kps]
06 - Gheseh Khaab [24Kps] [128Kps]
07 - Forsat Nashod [24Kps] [128Kps]
08 - Tanhaa [24Kps] [128Kps]
09 - Del Khoon [24Kps] [128Kps]
10 - Rahaai [24Kps] [128Kps]
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1384ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
ظاهراً من وارد محدوده ممنوعه قدرت شده‌ام؛ عده‌اي (كه مرا تخريب مي‌كنند) عرصه مديريت‌هاي كلان كشور را در انحصار خودشان و هم حزبي‌ها، خانواده و عوامل خودشان مي‌دانند و اين يعني يك گناه بزرگ و نابخشودني.
دکتر احمدی نژاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1384ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
سايت دريچه با اعتراف به واقعيت مذبور سعي كرده است بطور زيركانه مسئوليت تشكيل آن را به عناصر لائيك و غير معتقد به اصل انقلاب و نظام نسبت دهد.
اين سايت خبري در خصوص فحش نامه توزيع شده عليه دكتر احمدي نژاد كه شماره فكس ستاد كانديداي محبوب دريچه نيز روي آن حك شده است اصلا توضيحي نداده است ؟!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1384ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
قطع برق در بخشهايي از كشور به هنگام پخش برنامه گفت و گوي ويژه خبري شبكه دو سيما با دكتر محمود احمدي نژاد، سبب شد تا بسياري از مردم از ديدن اين برنامه محروم بمانند.
بر اساس گزارشهاي دريافتي از مناطق مختلف كشور، قطع برق در مناطق زير قطعي بوده است .
دزفول: چند منطقه از شهر همزمان با پخش برنامه به مدت 15 دقيقه برق نداشت .
(استان قزوين- شهرآب گرم) قطع برق از ساعت 7 عصر وقطع كانالهاي تلويزيوني
آذربايجان غربي (شاهين دژ- تكاب) ازساعت 9الي 11
اردبيل : بخش هايي از شهر اردبيل در طول مسير دروازه آستارا، ازابتداي برنامه گفت و گوي ويژه خبري به مدت 20 دقيقه قطع بوده است .
يزد: بلوارجمهوري از اواسط برنامه به مدت 10 دقيقه قطع بود.
زابل: ده دقيقه ابتداي برنامه وده دقيقه اواسط برنامه برق قطع بود.
تربت جام- تربت حيدريه- بخش باي هنگام پخش برنامه برق قطع بود.
منطقه طلاب وقاسم آباد مشهد نيز در اين زمان برق نداشت.
استان مركزي : مناطقي از شهر ساوه هنگام گفت و گو بدون برق بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1384ساعت 7:59 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی | 
 
 
سوء استفاده از منزلت علماء براي تخريب دكتر احمدي نژاد

01 تير 1384 
ساعت 12:17
Wednesday, June 22, 2005
منبع: http://abad.ir

ستاد طراحي جنگ رواني عليه دكتر احمدي نژاد در ادامه اجراي سلسله سناريوهاي تخريبي در قالب تهيه و توزيع شب نامه جعلي منتسب به حزب الله و تعرض به مردم در كوچه و خيابان به نام هواداري از دكتر احمدي نژاد و غيره، از منزلت و جايگاه علماء نيز سوء استفاده مي كند.

خوشبختانه مردم ايران به دليل برخورداري از هوش و استعداد فوق العاده واقف هستنتد كه تمام اينگونه اقدامات و برنامه ها صرفاً براي تاثيرگذاري بر افكار عمومي است .

بديهي است حفظ شأن و منزلت و احترام همه مردم بويژه علماء اعلام براي دكتر احمدي نژاد يك اصل اعتقادي است، كما اينكه اين امر را در عمل نيز به اثبات رسانده است .

إن شاء الله در آينده نزديك هويت بانيان و طراحان و مجريان اينگونه سناريوهاي تخريبي مغاير با معيارهاي جامعه اسلامي و مردم سالار براي ملت بزرگ ايران مشخص خواهد شد.

 



 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1384ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط حسن نعمت الهی |